اقتصاد۲۴- در روزهایی که بحث درباره آینده مدیریت سازمان صداوسیما و احتمال تغییر در رأس این سازمان جدی شده است، عملکرد این رسانه و نسبت آن با جامعه نیز بیش از گذشته محل بحث و نقد قرار گرفته است؛ از کاهش مخاطب و فاصله گرفتن بخشی از جامعه از رسانه رسمی کشور گرفته تا انتقادهایی درباره نحوه انعکاس دیدگاههای مختلف، حذف یا کوتاه شدن برخی گفتوگوها و محدودیت در حضور طیفهای متنوع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. مجموعه این بحثها، در کنار رخدادهای یک سال گذشته؛ از تجربه دو جنگ تحمیلی تا حوادث دی ماه، این پرسش را مطرح کرده که تغییر مورد انتظار از صداوسیما تا چه اندازه با تغییر مدیران محقق میشود و چه میزان از آن به بازنگری در سیاستها، رویکردها و ساختار حکمرانی رسانهای بازمیگردد.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه بر این نکته تأکید کرده بود که «رسانه ملی پسا ۱۲ روز باید با پیشا ۱۲ روز فرق کند»؛ تغییری که از نگاه او میتوانست با سهم جدیتر رسانه ملی در پوشش سلیقهها و اقشار مختلف جامعه و تقویت گفتوگوی ملی همراه باشد. با گذشت زمان، این نگاه در شرایطی دوباره مورد توجه قرار گرفته که بحث درباره آینده مدیریت صداوسیما بالا گرفته و همزمان، انتقادها نسبت به میزان اثرگذاری و اعتبار این رسانه در میان افکار عمومی ادامه دارد.
از سوی دیگر تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که صداوسیما در شرایط بحرانی همچنان میتواند یکی از مهمترین بسترهای اطلاعرسانی و شکلدهی به روایت ایران باشد؛ مسئلهای که اهمیت بازنگری در سیاستهای رسانهای و افزایش توان این رسانه برای برقراری ارتباط با طیفهای مختلف جامعه را دوچندان میکند. در چنین شرایطی، بحث بر سر تغییر در صداوسیما دیگر صرفا به این پرسش محدود نمیشود که چه کسی باید مدیریت این سازمان را بر عهده بگیرد، بلکه این سؤال اساسیتر مطرح است که آیا ساختار و رویکرد موجود اساسا ظرفیت پاسخگویی به تغییرات اجتماعی و رسانهای امروز را دارد؟ موضوعی که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تعبیر خود با دیدگاه یک «علاقهمند» به رسانه درباره آن توضیحاتی میدهد. به عنوان یک «شهروند» نظر میدهم …













