
اقتصاد۲۴- تقابل تهران و واشینگتن به پیچیدهترین و حساسترین سطح خود پس از دههها مناقشه رسیده است. در طول چند دهه گذشته، تنشهای طرفین بارها تا آستانه درگیری مستقیم پیش رفت، اما نوعی «مدیریت ادراکی» و رعایت خطوط قرمز متقابل، مانع از فروپاشی کامل چارچوب بازدارندگی میشد. امروز، اما آن موازنه کهنه فروپاشیده است. واقعیت این است که دیگر هیچ خط قرمزی در رویارویی ایران و آمریکا وجود ندارد. آیا طرفین به سمت تشدید تقابل حرکت میکنند یا آماده یک فرایند جدید میشوند؟
سالها محاسبات روی کاغذ و سناریونویسیهای خوشبینانه در اتاقهای تاریک تصمیمگیری واشینگتن و تلآویو بر یک فرض بنیادین استوار بود: «ایران بازیگری قابل مهار است که زیر ضربات فرسایشی، بهناچار زانو خواهد زد». فرمول روی کاغذ ساده به نظر میرسید. ما شاهد ترکیب بیرحمانه «فشار حداکثری اقتصادی»، ضربات نقطهای به تأسیسات حیاتی، ترورهای هدفمند هستیم. هدف کشاندن تهران به کنج رینگ ژئوپلیتیک بود تا راهی جز بازکردن یکجانبه تنگه هرمز و امضای شرایط تسلیم نداشته باشد. اما ژئوپلیتیک ز=نده و خشن، بهمراتب بیرحمتر از اتاقهای فکر شیک واشینگتن است. آنگونه که نشریه آتلانتیک در تحلیل اخیر خود اذعان میکند، ظهور «ایران رهاشده» (Iran Unleashed) یک وضعیت کاملا غافلگیرکننده و پیچیده را برای کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ رقم زده است. واقعیت سخت روی زمین نشان میدهد معادله قدرت در خاورمیانه و خلیج فارس برای همیشه تغییر کرده و قدرت مسلط در منطقه، از این پس نه آمریکا خواهد بود و نه اسرائیل؛ بلکه این تهران است که قواعد بازی را دیکته میکند.
واشینگتن با دست خود «جعبه پاندورای جنگ» را گشود و اکنون با همان واقعیت هولناکی مواجه شده که دههها سعی در محبوسکردن آن داشت. ایالات متحده دههها با یک «ایران مهارشده» روبهرو بود؛ بازیگری که با وجود برخورداری از مؤلفههای بالای قدرت، رفتاری خویشتندارانه در قالب قواعد منطقهای و دکترین بالانس نشان میداد. اما وقتی تمام خطوط قرمز زیر پا گذاشته شد و ابزارهای فشار به انتهای کارایی خود رسیدند، فنر بازدارندگی تهران رها شد. جهان اکنون تازه در حال کشف این واقعیت است که ایران رهاشده از قید و بندها چه مختصاتی دارد. کالبدشکافی یک توهم
در منطق رئالیسم، «بقا» تحت شدیدترین ضربات و فشارهای فلجکننده، …












