
به گزارش تجارت نیوز، بیش از ۶۴ درصد متقاضیان ورود به دانشگاهها را دختران تشکیل میدهند؛ آماری که در نگاه اول میتواند نشانهای از تغییر جایگاه زنان در ساختار اجتماعی ایران باشد. اما درست در نقطهای که قرار است این سرمایه انسانی وارد چرخه تولید و اشتغال شود، شکاف عمیقی دهان باز میکند؛ شکاف میان تحصیل و اشتغال.
مساله زنان در اقتصاد ایران دیگر فقط مساله «داشتن یا نداشتن شغل» نیست. موضوع بزرگتر، میزان استفاده اقتصاد از سرمایه انسانی زنان است؛ سرمایهای که بخش قابل توجهی از آن در سالهای گذشته با هزینه خانواده، دولت و خود زنان ایجاد شده، اما هنوز سهم آن در تولید، مدیریت، کارآفرینی و تصمیمگیری اقتصادی با ظرفیت واقعی جامعه زنان فاصله دارد. به این ترتیب، یک پرسش کلیدی پیش روی سیاستگذار قرار میگیرد: اقتصاد ایران با این حجم از زنان تحصیلکرده چه کرده است؟ پاسخ به این پرسش چندان امیدوارکننده نیست. ۸۲ درصد افرادی که طی یک سال گذشته وارد بازار کار شدهاند، زنان بودهاند
البته تصویر بازار کار زنان کاملاً منفی نیست. احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در یکی از اظهارنظرهای اخیر خود، اعلام کرد که بر اساس آمار بیمهشدگان، ۸۲ درصد افرادی که طی یک سال گذشته وارد بازار کار شدهاند زنان بودهاند و سهم مردان ۱۸ درصد بوده است. بنابراین نمیتوان مساله را صرفاً به «بیمیلی زنان به کار» یا «عدم آمادگی زنان برای اشتغال» نسبت داد. تصمیم یک زن برای ورود به بازار کار تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی و اجتماعی است
مهرداد ایزدی، کارشناس بازار کسب و کار در تحلیل این وضعیت به تجارتنیوز میگوید: یکی از خطاهای سیاستگذاری این است که پایین بودن مشارکت اقتصادی زنان را صرفاً یک انتخاب فردی تلقی کنیم. در حالی که تصمیم یک زن برای ورود به بازار کار تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی و اجتماعی است؛ از میزان دستمزد و هزینه رفتوآمد گرفته تا امنیت شغلی، امکان نگهداری از کودک، ساعت کاری و امکان پیشرفت حرفهای.
او میافزاید: اگر یک زن مجبور باشد بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف هزینه مراقبت از کودک، رفتوآمد و سایر هزینههای جانبی اشتغال کند، ممکن است ادامه کار برای خانواده از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نباشد. افزایش تعداد زنان شاغل بهتنهایی نمیتواند شاخص موفقیت …












