
به گزارش تجارت نیوز، در دنیای امروز، آموزش دیگر تنها در چهاردیواری مدارس اتفاق نمیافتد. حالا بعد از آموزشگاهها و کلاسهای خصوصی ما در پلتفرمهایی مثل تلگرام و اینستاگرام، شاهد شکلگیری یک «دنیای موازی آموزشی» هستیم. در این دنیای جدید، معلمانی حضور دارند که اگرچه در مدارس رسمی مشغول به کارند و حقوق دریافت میکنند، اما درآمد اصلی و تمرکز واقعی آنها در گروههای خصوصی حضوری و یا دورههای مجازی متمرکز شده است. جابهجایی تمرکزی که میتواند پیامدهای منفی بسیاری را برای کیفیت آموزش رسمی کشور به همراه داشته باشد. تغییر اولویت از «رسالت» به «سودآوری»
مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که توازن بین درآمد رسمی و درآمد تدریس خصوصی به نفع دومی تغییر میکند. وقتی یک معلم میبیند که با برگزاری یک دوره خصوصی در فضای مجازی یا کلاسهای آموزشگاهی، میتواند چندین برابر حقوق ماهیانه خود در مدرسه درآمد به دست آورد، ناخودآگاه اولویتهای او تغییر میکند. در این حالت، کلاسهای رسمی مدرسه دیگر به عنوان «جایگاه اصلی یادگیری» دیده نمیشوند، بلکه تنها به یک «تعهد اداری» تبدیل میشوند که باید برای دریافت حقوق، صرفاً حضور فیزیکی در آن حفظ شود. پدیده «تخلیه محتوایی» در مدارس
یکی از آثار مخرب این وضعیت، اتفاقی است که به آن «تخلیه محتوایی» میگوییم. در بسیاری از موارد، معلمان به جای اینکه تمام نکات کلیدی، روشهای تدریس پیشرفته و انرژی خود را در کلاسهای حضوری به کار بگیرند، این مطالب را برای کلاسها و گروههای «خصوصی» خود ذخیره میکنند. در واقع معلم به جای اینکه در کلاس رسمی دانشآموز را به چالش بکشد و به او یاد بدهد، محتوای آموزشی را به گونهای ارائه میدهد که دانشآموز احساس کند برای یادگیری واقعی و جامع، «باید» عضو گروههای خصوصی یا دورههای مجازی او شود.
در این شرایط، مدرسه تبدیل به محیطی میشود که در آن فقط کلیات درس گفته میشود، در حالی که «جوهره آموزش» و نکات طلایی، به فضای کلاسهای خصوصی و آموزشگاهی و حتی مجازی منتقل شده است؛ جایی که فقط کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را دارند، به آن دسترسی دارند. سودآوری مجازی و فرسایش انرژی معلم
از نظر روانشناختی و آموزشی، هر فرد در روز توانایی و پتانسیل محدود انرژی و خلاقیت دارد. معلمی که شبها و عصرها ساعتهای طولانی را صرف مدیریت …












