
به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از MSNOW، وقتی دونالد ترامپ اوایل امسال جنگ تجاوزکارانه خود علیه ایران را آغاز کرد، اظهار داشت که این جنگ میتواند در عرض «دو یا سه روز» به پایان برسد. او پیشبینی کرد که سرنگونی حکومت ایران ممکن است کمی بیشتر طول بکشد: «چهار تا پنج هفته».
تا روز جمعه، ایالات متحده شش ماه است که در جنگ علیه ایران است و هیچ پایانی در چشمانداز و پیش رو نیست. کاخ سفید میگوید که پس از فروپاشی آتشبس همیشه متزلزل ماه گذشته، حتی حاضر به مذاکره با ایران هم نیست.
باتلاق ترامپ در ایران یکی از شرمآورترین اقدامات دوران ریاست جمهوری اوست. او در چیزی که مغرورانه تصور میکرد پیروزی آسانی خواهد بود، شکست خورده - و ایران را از نظر راهبردی قویتر و جهان را در وضعیت بدتری نسبت به زمانی که شروع کرد، رها کرده است. چیزی که ماجرا را دوچندان غمانگیزتر میکند این است که چقدر از این فاجعه پیشبینیپذیر بود. در قلب شکست ترامپ، بیتوجهی کامل به معقول بودن و عواقب احتمالی «گشت و گذار کوچکی» بود که تصمیم به شروع آن گرفت.
رئیس جمهوری آمریکا در ابتدا جنگ را به عنوان راهی برای تغییر رژیم، با استفاده از بمباران برای غیرفعال کردن ظرفیت نظامی ایران و تشویق مردم ایران به قیام و سرنگونی حکومت، مطرح کرد. اما همانطور که رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، اشاره کرده، این هدف از همان ابتدا محکوم به شکست بود. پیپ در ماه مارس گفت: «ترامپ در برابر سنگینی تاریخ قرار داشت. من از زمان جنگ جهانی اول، تمام کارزارهای هوایی را مطالعه کردهام و در تمام این مدت، بیش از ۱۰۰ سال، قدرت هوایی به تنهایی - بدون نیروی زمینی - هرگز رژیمی را سرنگون نکرده است.»
از جمله دلایل دیگر، بمبارانها به مردم محلی آسیب میرساند و آنها را علیه کشوری که به سرزمین شام حمله و تجاوز کرده است، میشوراند، حتی زمانی که آنها با دولت خودشان مخالف باشند.
جای شگفتی نیست که ترامپ به یک دستاورد تاریخی دست نیافت. دستگاه امنیت ملی ایران انعطافپذیری خود را ثابت کرد؛ مردم آن به طور گسترده علیه دولت شورش نکردند. بنا به گزارشها، برخی از بخشهای جامعه ایران که در ابتدا طرفدار بمباران ایالات متحده بودند، پس از تجربه وحشیگری و فقدان هر گونه برنامه قابل فهم از سوی ایالات متحده، نظرشان علیه جنگ تغییر …












