
به گزارش اطلاعات آنلاین، همایون صنعتیزاده، در سال ۱۳۰۴ در تهران و در خاندانی ریشهدار از اهل قلم و تبار دولتآبادیها چشم به جهان گشود. او راهی دیگر برگزید و بهجای نشستن در حصار امن دانشگاه، بازار و تجارتخانه را انتخاب کرد تا با ذهنی پویا، تاریخچهای نوین از کارآفرینی و مدیریت فرهنگی را رقم بزند. سیروس علینژاد، روزنامهنگار پیشکسوت، در وصف این چهرهی بیبدیل و ابعاد شگرف شخصیت او چنین روایت میکند: «صنعتیزاده فردی مبتکر و خوشفکری بود، وی در زمینههای بسیاری وارد شد که در هر زمینه ابتکارات خاص خودش را پیاده کرد. صنعتیزاده هر کجا قدم گذاشت، آنجا را آباد کرد. انتشارات فرانکلین را از نو ساخت که ۱۷۰۰ جلد عنوان کتاب به چاپ رساند، میتوانید در آنزمان این تعداد کتاب را تصور کنید، کتابهایی که سرمایه عظیمی را رقم میزد... به نظرم واقعا به درستی گفتم صنعتیزاده یک اعجوبه بود. واقعا وقتی که با وی برخورد میکردم، با شنیدن سرگذشتش و کارهایی که انجام داده، حیران میشدم.»
یکی از درخشانترین فصلهای کارنامهی فرهنگی صنعتیزاده، عهدهدار شدن مدیریت «مؤسسه انتشارات فرانکلین» در سال ۱۳۳۴ بود. علینژاد در کتاب خود با عنوان «از فرانکلین تا لالهزار» در تشریح کیفیّت این تحول و هنر مدیریتی او در کسوت نشر بیان میکند: «صنعتیزاده با کتاب توانست پول پارو کند، زیرا سیستمی طراحی کرده بود که کتاب را آماده میکرد و با ثبت یک جمله در ابتدای آن "با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین" به ناشران برای چاپ میداد و در عوض از قیمت پشت جلد کتاب ۱۵ درصد میگرفت. به مرور چنان در این حیطه به تبحر دست یافت که در منطقه خاورمیانه نظیر چنین مؤسسه انتشاراتی وجود نداشت. این در حالی بود که فرانکلین در بسیاری کشورهای دنیا ورشکست شد، اما در ایران پولساز شد و این هنر صنعتیزاده بود.»
گسترهی آرمانهای این مرد بزرگ به حوزه نشر محدود نماند؛ کمبود کاغذ در کشور، او را بر آن داشت تا بنیان بزرگترین کارخانه کاغذسازی خاورمیانه یعنی «کاغذسازی پارس» را در هفتتپه برپا کند و با راهاندازی «چاپخانه افست»، بار سنگین چاپ کتب درسی را سامان بخشد. ذهن ژرفاندیش و خستگیناپذیر او در پهنههای گوناگون، از سوادآموزی بزرگسالان گرفته تا رویای نافرجام کشت مروارید در جزیره کیش، ردپایی پرفروغ به جای گذاشت.
با …












