
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در آمریکا که در جنگ اخیر یکی از دو دشمن اصلی ایران است، از دیرباز به قدری حضور پرچم در فیلمها پررنگ بوده که حتی برای بعضی مردم خودشان شبهه ایجاد شده و فکر میکنند این یک قانون است؛ بله این قانون است اما نانوشته و نیمهرسمی. در بسیاری از نقاط آمریکا، روی هر ماشین، سردر هر مدرسه، ایستگاه پلیس، ایستگاه آتشنشانی، ایستگاه مترو و حتی نمایندگیهای خودرو، پرچم وجود دارد و اینها در سینما هم بازتاب پیدا کرده و تقویت شده است. غیر از فیلمهای جنگی آمریکا مثل تاپگان، پاتن (1970)، نجات سرباز رایان، سپیدهدم سرخ (1984)، پرچمهای پدران ما و صدها نمونه جنگی دیگر، آنها حتی در فیلمهای دیگرشان هم حضور پرچم را بسیار پررنگ نمایش دادهاند؛ از ابرقهرمانیها گرفته تا کمدیهایی مثل «فارستگامپ» یا حتی کارهای کودک که «داستان اسباببازیها» یکی از نمونههای جدی آن است. در سینمای ایران اما کمتر میشود پرچم ایران را دید و بیشتر مواردی هم که هست، مربوط به فیلمهای جنگی میشود.
همه میدانیم که بعد از ۹ اسفند ۱۴۰۴، خیلی از چیزها دیگر به حالت سابق خود باز نخواهند گشت و یکی از مهمترین مواردی که چنین عطفی را در تاریخ ما رقم زد، حضور مردم مبعوث شده در خیابانها و میادین بود. این حضور به قدری دارای ابعاد متنوع و البته غافلگیرکننده و شگرف است که هر جنبه از آن را میتوان در دفترهای جداگانهای بسط داد و به بحث دربارهشان نشست؛ اما از هر کس اگر بپرسیم پررنگترین نماد این حضور چه بود، بیتردید اولین پاسخ، جلوهگر شدن پرچم پرعطر ایران در شهرهای مختلف کشور است.
دیگر عادت کردهایم وقتی از خیابانی در تهران یا هر شهر دیگر عبور میکنیم، خودروهایی را ببینیم که پرچم ایران را حمل میکنند. روی تلق موتوسیکلتها، سردر خیلی از خانهها، روی میز خیلی از کسبه و خیلی جاهای دیگر، پرچم ایران چشم آدم را میگیرد و اگر کسی تاریخ این دوره از سرزمین ما را بداند و مطلع باشد که چنین وضعیتی پس از چه رویدادهایی پدید آمده است، حتما عمق ارزش آن را بیشتر درک میکند. حضور مردم در خیابانها کاری خواهد کرد که هیچ چیز به قبل از 9 اسفند ۱۴۰۴ برنگردد و این طبیعتاً شامل حوزههای فرهنگی و هنری هم میشود؛ مگر اینکه فعالان این حوزهها بخواهند از واقعیت جامعه جا بمانند. از همین رو است که …











