به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، اظهارات اخیر یاسمین پهلوی درباره کودکان و قربانیان جنایت میناب، بار دیگر موضوع جنایات خاندان پهلوی و سابقه تاریخی آن را به محور بحثهای رسانهای تبدیل کرده است. منتقدان معتقدند کسانی که امروز درباره حقوق مردم و کودکان سخن میگویند، باید نسبت به کارنامه تاریخی خود و جریان سیاسی وابسته به آن نیز پاسخگو باشند.
بررسی دوره حکومت رضا و محمدرضا پهلوی نشان میدهد که این دوران، با مجموعهای از برخوردهای شدید امنیتی و نظامی با مخالفان، گروههای قومی، اعتراضات اجتماعی و جریانهای سیاسی همراه بوده است؛ برخوردهایی که در مواردی به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از مردم انجامید. رضا پهلوی؛ شروع جنایات
در دوره رضا پهلوی، یکی از مهمترین پروندههای مورد انتقاد، عملیات نظامی علیه عشایر و گروههای محلی در دهه ۱۳۰۰ شمسی است. منتقدان معتقدند سیاست تمرکز قدرت و یکجانشینی اجباری، با خشونت گسترده همراه شد.
در سرکوب عشایر لرستان، روایتها از کشته شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، حکایت دارد. منابع تاریخی از کشتار خانوادههای عشایری در جریان عملیات ارتش سخن گفتهاند. محمدرضا؛ گرگ زاده عاقبت گرگ شود
در دوره محمدرضا پهلوی نیز عملکرد ساواک، برخورد با مخالفان سیاسی و سرکوب اعتراضات خیابانی، از مهمترین محورهای انتقاد تاریخی به حکومت پهلوی دوم است.
در مورد تعداد قربانیان، روایتهای متفاوتی وجود دارد. حکومت پهلوی معمولاً آمارهای پایینتری از اعدامها و برخوردهای امنیتی ارائه میکرد، در حالی که مخالفان حکومت و برخی سازمانهای حقوقبشری ارقام بالاتری مطرح کردهاند.
برای نمونه، درباره زندانیان سیاسی و اعدامها در سالهای پایانی حکومت شاه، گزارشهای رسمی اعداد محدودی اعلام کردند، اما سازمانهایی مانند عفو بینالملل موارد بیشتری را ثبت کردهاند. کودکان؛ قربانیان همیشگی پهلوی ها
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه در بررسی خشونتهای سیاسی دوران پهلوی، آسیب دیدن کودکان و نوجوانان است.
در سرکوبهای عشایری دوره رضاشاه، روایتهایی از کشته شدن زنان و کودکان غیرنظامی وجود دارد. همچنین در جریان اعتراضات سالهای پایانی حکومت پهلوی، دانشآموزان نیز در میان قربانیان قرار داشتند. …














