
به گزارش سلامت نیوز به نقل از سالم خبر، دکتر ظفرقندی را از خیلی دورترها از نزدیک میشناسم؛ نه از پشت تریبونهای رسمی و قابهای اتوکشیده بلکه از رفتوآمدهای سراسیمه و بیهیاهویش در کوی دانشگاه سال 78؛ مردی که بیش از آنکه اهل نمایش باشد، اهل ماندن بود. رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران در آن روزها، ساعتها میان دانشجویان بود، میشنید و گاه سکوت همیشگیاش را در برابر سماجت و سوال ما خبرنگاران به پاسخهایی کوتاه و دقیق میشکست. برای من، ظفرقندی پیش از آنکه وزیر بهداشت باشد، بخشی از نسلی از دانشگاه و جامعه پزشکی است که سیاست را نه از کتابهای نظری که از متن زندگی اجتماعی ایران فهمیده است.
وزیر بهداشت طی روزهای اخیر برای سخنانش در انجمن اسلامی جامعه پزشکی مورد نقد قرار گرفته که چرا به جای پرداختن به مشکلات دارو، کادر درمان، زیرمیزی و بیمارستانها، درباره سیاست، تحولات پساجنگ و چهرههای سیاسی سخن گفته است. البته فهرست کردن مشکلات نظام سلامت کار سختی نیست؛ قیمت دارو، پرداخت از جیب، مطالبات پرستاران، بیمهها، بیمارستانها و هزار درد مزمن دیگر همه سر جای خودشان هستند. اما گاهی لازم است ذرهبین را کمی عقبتر ببریم تا ببینیم چه چیزی پشت این همه مسئله ایستاده است.
از زمانی که سیاست ما عین دیانت ما شد و دیانت ما عین سیاست ما؛ شاید هم خیلی پیشتر، سیاست در تاریک و روشنترین جزئیات زندگی ایرانیها نشسته است. ممکن است شدت و شکل این حضور در دورههای مختلف تغییر کرده باشد، اما واقعیت این است که سیاست از اقتصاد و آموزش و فرهنگ گرفته تا دانشگاه، شهر، رسانه و البته سلامت، سایهای بلند داشته و دارد.
اینکه حالا از عضو ارشد انجمنی با سابقه سیاسی و دانشجویی بخواهیم وقتی در جمع همان جریان و همان فضا سخن میگوید، فقط درباره دارو و بیمارستان حرف بزند؟ این دیگر نقد عملکرد نیست؛ پاک کردن بخش مهمی از زمینهای است که سخن در آن شکل گرفته است.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی، انجمن صنفی تعمیر پمپ آب نیست که از سخنرانش فقط درباره پمپ آب سؤال کنیم! این تشکل …












