طبق حسابِ ابجدِ کبیر، هر حرفی عددی دارد و هر عددی، طعمِ یک کلمه. امروز که تاریخ، عددِ ۸ را یدک میکشد، فالِ ما بر محورِ حرفِ «ح» (معادل عدد ۸) میچرخد. این «ح» را باز میکنم به سه کلمهی کلیدی که در دلِ خود نهفته دارد: «حقیقت»، «حرارت» و «حال».
۱. حقیقت (چیزی که باید ببینی):
«ح» میگوید امروز درست در همان جایی که فکر میکنی همهچیز مبهم است، یک حقیقتِ ساده روبرویت قد علم میکند. آن انتخابِ سختی که در تاروت (دو شمشیر) از آن گریختی، امروز در قالب یک جملهی صادقانه یا یک رفتارِ بیپیرایه، خودش را به تو نشان میدهد. جسارتِ دیدنِ این حقیقت را داشته باش؛ چون هرچقدر هم که تلخ باشد، از آن شبهای بلندِ بیخوابی شیرینتر است.
۲. حرارت (چیزی که باید بسازی):
«ح» یعنی گرما، یعنی همان خورشیدی که در کارتِ تاروت برای فردایت طلوع کرد. امروز یک رابطه یا یک کارِ نیمهتمام را با حرارتِ وجودت گرم کن. شاید دلت هوای یک تماسِ تلفنیِ صمیمی را دارد، یا شاید باید به آن پروژهای که رهایش کردهای، جانِ تازهای بدهی. عدد ۸ به تو میگوید که با عشق و حرارتِ عمل، میتوانی سردترین دلها را هم ذوب … …










