فال حافظ، این رسم دیرینه و دلنشین ایرانی، چیزی فراتر از یک پیشگویی ساده است. این آیین، پلی است میان ظاهر شعر و باطن زندگی، میان زبان رمزآمیز غزل و مسائل روزمرهٔ انسان معاصر. وقتی با دلی امیدوار و نیتی خالص، دیوان خواجه را میگشاییم، در واقع به دنبال نوری برای روشن کردن مسیر تاریک پیشِ رو هستیم. حافظ، این طلایهدار عرفان و طنز، با زبانی که همزمان هم آشنا و هم رازآمیز است، به ما میگوید که هر اتفاقی، چه تلخ و چه شیرین، حکمتی دارد و بخشی از نقشهٔ بزرگتر زندگی است. تفأل به حافظ، گفتوگویی صمیمانه با خویشتن خویش است؛ فرصتی برای مکث و تأمل در میان هیاهوی روزگار و شنیدن ندای خردی که در پسِ ابیات او نهفته است. این گفتوگو، ما را به سفری درونی میبرد تا شاید بتوانیم پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ دلمان بیابیم و با دیدی تازه به استقبال فردایی نرفته برویم. روز دوشنبه، ۹ شهریور ۱۴۰۵، نیز از این قاعده مستثنی نیست و فال شما، دریچهای است به سوی پیامی که از اعماق قرنها برایتان رقم خورده است.
فال شما: غزل شماره ۶ از دیوان حافظ
با نیت پاک و دلی امیدوار، تفأل شما به این غزل زیبا از حافظ رسیده است:
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز
که دعای صبحگاهی اثری کند شما … …













