
جعفر قنادباشي
ناكاميهاي زنجيرهاي ايالات متحده در عرصه منطقهاي و نزديك شدن به مقاطع حساس انتخاباتي، واشنگتن را در يك سردرگمي بيسابقه راهبردي در برابر ايران قرار داده است؛ شرايطي كه موضعگيريهاي قاطع و صريح اركان نظام، نهتنها هرگونه توهم درباره امكان دور زدن شروط ايران را در ميان تصميمگيران كاخ سفيد ابطال ميكند، بلكه با خنثيسازي عمليات رواني، انسجام و اميد اجتماعي را در جبهه داخلي تقويت ميسازد. امريكا پس از يك رشته ناكاميهاي پياپي در عرصههاي نظامي و محاسباتي، در شرايطي قرار گرفته كه تصميمگيري براي هرگونه اقدام عليه ايران براي دولتمردان امريكايي بهشدت دشوار و آميخته با ترديد است.
فشارهاي گستردهاي بر واشنگتن وارد ميشود تا راهي براي خروج از اين وضعيت بغرنج بيابد؛ به ويژه در رابطه با چالشهاي ژئوپليتيك و ژئواكونوميك پيرامون امنيت كشتيراني و سازوكارهاي حاكم بر خليج فارس و آبراههاي استراتژيك منطقه كه به متغيري تعيينكننده تبديل شده است. در اين ميان، جريانهاي تندرو و رژيم صهيونيستي در تلاشند كاخ سفيد و شخص دونالد ترامپ را به سمت گزينههاي ماجراجويانه و برخورد مستقيم سوق دهند.
برخي محافل منطقهاي نيز كه حيات سياسي خود را در ضربه زدن به ايران تعريف كردهاند، مشتاقانه اين خط نظامي را ترويج ميكنند و بر اين توهم ميدمند كه برخورد قهرآميز ميتواند گرههاي واشنگتن را باز كند. با اين حال، ارزيابيهاي نهادهاي نظامي و اطلاعاتي امريكا با اين روياپردازيها فرسنگها فاصله دارد؛ چرا كه ناظران امريكايي از عدم دستيابي به نتايج دلخواه در صورت هرگونه درگيري اطمينان دارند و هزينههاي سهمگين واكنش متقابل ايران را بهخوبي درك ميكنند.
همزماني اين سردرگمي با فضاي انتخاباتي و رقابتهاي سياسي در داخل ايالات متحده، اين بلاتكليفي را دوچندان كرده است. تيم حاكم در كاخ سفيد اكنون بر سر يك سه راهي دشوار قرار دارد: يا پرونده را مسكوت بگذارد و تصميمگيري را به بعد از رقابتهاي سياسي واگذار كند، يا به سمت توافق و پذيرش واقعيتهاي ميداني و شروط ايران حركت كند، يا ريسك غير قابل جبران ماجراجويي نظامي را بپذيرد.
تجارب مكرر گذشته به سياستگذاران امريكايي ثابت كرده طرحهايي كه به موفقيت آنها اطمينان داشتند در عمل با شكست مواجه شده و هيچ نتيجهاي جز تقويت توان …











