
یکی از متهمان در دادگاه مدعی قتل با ادعای مهدورالدمی قاتل بود و دیگری ارتکاب جنایت را رد کرد.
برای دفاع از همسرم صاحبخانه را کشتم
رسیدگی به پرونده قتل مردی میانسال مقابل یکی از پارکهای حاشیه تهران از تابستان سال گذشته آغاز شد. ماموران پس از حضور در محل دریافتند مردی بر اثر اصابت گلوله جان باخته و عامل جنایت پس از سرقت خودروی او گریخته است.
در ادامه تحقیقات مشخص شد آخرین تماس مقتول با شمارهای ناشناس برقرار شده و بررسیها نشان داد سیمکارت این شماره در گوشی مستأجر مقتول به نام یاشار فعال بوده است. متهم دستگیر شد و ابتدا قتل را انکار کرد، اما در ادامه به جنایت اعتراف و مدعی شد بهدلیل مزاحمتهای مقتول برای همسرش دست به قتل زده است.
پس از تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در ابتدای جلسه، وکیل اولیایدم به نمایندگی از پدر، مادر و فرزند مقتول درخواست قصاص کرد و گفت خانواده مقتول حاضر به گذشت نیستند.
سپس متهم در تشریح ماجرا گفت: حدود دو سال قبل همراه همسرم در خانهای سهطبقه در شرق تهران مستأجر شدیم. پس از مدتی متوجه پیامهای صاحبخانه به همسرم شدم. با این مرد صحبت کردم که ادعا کرد هیچ نیت بدی ندارد و همسرم مثل دخترش است.
متهم مدعی شد یک روز همسرش در تماس تلفنی اعلام کرد صاحبخانه برای برداشتن وسایلش به خانه آمده و او را مورد آزار قرار داده که پس از مدتی و با شروع دوباره پیامهای مقتول برای همسرش، تصمیم به قتل گرفت. روز حادثه با مقتول تماس گرفت و به بهانه تمام شدن بنزین خودرو، او را به محل کشاند. پس از حضور مقتول، با او درگیر شد و با شلیک یک گلوله به سرش، او را کشت.
پس از رسیدگی به این پرونده، قضات ادعای متهم را قبول نکرده و او را به قصاص محکوم کردند.
انکار قتل دختر ۶ ساله پس از اعتراف
چهار سال قبل، مادر دختربچهای شش ساله به نام رکسانا به پلیس خبر داد دخترش گم شده است. او گفت رکسانا را برای خرید نان بیرون فرستاده، اما دیگر بازنگشته است. چند روز جستوجوی پلیس بینتیجه ماند تا اینکه یک هفته بعد جسد دختر درون گونی و میان زبالهها در پاکدشت پیدا شد. مدتی بعد مادر رکسانا از شوهرخواهرش به نام بهروز شکایت کرد و او را عامل قتل …








