
رشد مصرف، فاصله میان تولید و تقاضا، قاچاق سوخت، خودروهای پرمصرف و محدودیت منابع ارزی برای تأمین کسری، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت بازار بنزین را بیش از گذشته آشکار کرده است. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف صرفا نباید به معنای افزایش قیمت باشد بلکه باید مجموعهای از سیاستهای قیمتی، فرهنگی، حملونقلی و مدیریتی همزمان به کار گرفته شود.
این موضوع در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی زیرساختهای انرژی در معرض تهدید قرار دارد و تأمین پایدار سوخت به بخشی از تابآوری اقتصادی کشور تبدیل شده است، صرفهجویی در مصرف بنزین میتواند بخشی از مشارکت عمومی در مدیریت شرایط کشور باشد. در چنین شرایطی، دولت باید علاوه بر سیاستگذاری، زمینه و انگیزه لازم برای کاهش مصرف مردم را فراهم کند. نخستین و کمهزینهترین راهکار برای کاهش مصرف بنزین، اصلاح رفتار مصرفکنندگان است. بخش قابلتوجهی از سفرهای درونشهری، بهویژه در کلانشهرها، با خودروهای شخصی انجام میشود؛ در حالی که بسیاری از این سفرها قابلیت انتقال به حملونقل عمومی را دارند.در تهران، رایگان شدن مترو و اتوبوسهای تندرو (BRT) در شرایط فعلی میتواند از یک سیاست حمایتی فراتر رفته و به ابزاری برای مدیریت مصرف سوخت تبدیل شود. البته صرفهجویی زمانی موفق خواهد بود که به مطالبهای عمومی تبدیل شود. همچنین مردم باید احساس کنند صرفهجویی آنها بخشی از یک برنامه ملی است و دولت نیز همزمان سهم خود را در کاهش مصرف ایفا میکند.
دولت نیز باید مدیریت کند
یکی از مهمترین اصول مدیریت مصرف آن است که سیاست صرفهجویی فقط متوجه خانوارها نباشد. دولت، دستگاههای اجرایی، شرکتهای دولتی و ناوگان عمومی نیز مصرفکنندگان بزرگ سوخت هستند و باید در خط مقدم برنامه کاهش مصرف قرار گیرند. کاهش سفرهای غیرضروری دستگاههای دولتی، مدیریت ناوگان خودروهای اداری، استفاده بیشتر از جلسات مجازی، کنترل مصرف خودروهای سازمانی و جایگزینی خودروهای پرمصرف با خودروهای کممصرف میتواند بخشی از این برنامه باشد. همچنین میتوان برای دستگاههای دولتی سهمیه مصرف تعیین و عملکرد آنها را بر اساس میزان کاهش یا افزایش مصرف ارزیابی کرد. دستگاهی که بتواند مصرف خود را بدون آسیب به مأموریتهای اصلی کاهش دهد، باید تشویق شود و دستگاههای پرمصرف نیز پاسخگو باشند.
…












