
متهم به قتل پس از ارتکاب جنایت از محل متواری و در تهران مخفی شد، اما خیلی طول نکشید که توسط ماموران آگاهی دستگیر شد و به جنایت خود اعتراف کرد.
برای بسیاری از اهالی قروه که ابوالفضل عزتی را میشناختند باورکردنی نیست که او به قتل رسیده باشد؛ پسر نوجوانی که هم در کابینتسازی پدرش کار میکرد و هم به تحصیلش در مدرسه ادامه میداد. او تنها فرزند خانواده بود و پدر و مادرش حالا داغدار پسری هستند که تمام امید زندگیشان بود. آنطور که عموی ابوالفضل به جامجم توضیح داده شب جنایت، چهار خانواده از اقوام شان که خانواده ابوالفضل هم بین آنها بود، با هم قرار گذاشتند تا برای صرف شام به پارک رضوان در قروه بروند. آن شب همگی جمع شدند و بچهها از جمله ابوالفضل هم کمی دورتر از آنها با یکدیگر مشغول بازی شدند، اما جنایتی هولناک در انتظار پسر نوجوان بود. عموی ابوالفضل درباره جنایتی که در آن شب رخ داد توضیح میدهد: «تا جایی که اطلاع دارم بچهها در فاصله ۵۰ تا ۷۰متری خانوادهها مشغول بازی بودند که ساعت ۱۱شب برادرم با ابوالفضل تماس گرفت و گفت کجایی بابا. وسایل را جمع کردهایم و میخواهیم به خانه برگردیم. ابوالفضل هم گفت نزدیک هستم. آن زمان پسر خواهرم (حسین) نیز کنارش بود. اینکه در آن لحظه بین ابوالفضل و متهم به قتل چه اتفاقی افتاده مشخص نیست، اما هرچه بود قتل در زمان بازی بچهها رخ داده. متهم به قتل که روی بدنش تتو هم داشته، ابتدا یک سیلی به ابوالفضل میزند و پس از آن به ابوالفضل میگوید برو به همه بگو فلانی مرا زد. ابوالفضل همان لحظه دور شد، اما پس از مدتی دچار ترس و وحشت شد. به پسر خواهرم گفت حسین جان این پسر اگر در شهر مرا ببیند، بلایی سرم میآورد و باید از او عذرخواهی کنم. ابوالفضل دوباره برگشت و به متهم به قتل گفت درست است که به من سیلی زدی و هیچ کاری نکردم، اما از تو عذرخواهی میکنم. به محض اینکه ابوالفضل این جمله را گفت، متهم به قتل با استفاده از چاقو بهطور عمقی، شاهرگ برادرزادهام را برید طوری که پزشکان میگفتند تیغه چاقو تمام رگهای شریانی را قطع کرده بود. پس از جنایت، ابوالفضل دستش را روی گردنش گذاشت و، چون بیمارستان …





