
به گزارش جام جم آنلاین؛ یکی از تناقضهای مهم اشغال ایران در شهریور سال ۱۳۲۰ همین جاست، ارتش رضاشاه از نظر تعداد و چارت سازمانی با آغاز حکومت پهلوی اول قابل مقایسه نبود. ارتش ایران آن زمان طبق اطلاعات دانشنامه ایرانیکا در سال ۱۹۴۱ میلادی حدود ۱۲۵ هزار نفر بود و میتوانست تا ۴۰۰ هزار نفر را بسیج کند. همچنین در فاصله سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱ بیش از ۲۳.۵ درصد از درآمدهای دولت بدون احتساب درآمد نفت صرف امور نظامی میشد. خودروهای زرهی، نیروی هوایی و نیروی دریایی نیز ایجاد شده بودند و ایران از کشورهای مختلف هواپیما، شناور، مهمات و تجهیزات نظامی خریداری کرده بود؛ بنابراین تصویری که ارتش ایران در سال ۱۳۲۰ از خود نشان میداد حاکی از ارتشی مدرن با عده و عُده فراوان بود، اما مسئله اصلی این بود که اندازه و ظاهر مدرن ارتش الزاماً به معنای توانایی جنگ مدرن نبود. گزارشهای نظامی بریتانیا از ساختار ارتش ایران همچنین گزارشهای نظامی کشور انگلیس نشان میدهند در آن زمان ارتش ایران در سال ۱۹۴۰ از حدود ۱۰۵ هزار نفر نیرو، ۹ لشکر پیاده، پنج تیپ مستقل، یک پادگان مستقل مرکب و یک تیپ مکانیزه سخن میگوید. همزمان، طرحی برای افزایش ارتش به ۱۶ لشکر پیاده و یک لشکر سواره در نظر گرفته شده بود، اما درباره میزان تحقق این طرح تردید وجود داشت و برخی یگانهای جدید بسیار کمتر از ظرفیت اسمی خود نیرو داشتند. با این وجود تجربه نظامی این ارتش مدرن محدود به سرکوب شورشهای داخلی ناشی از قبایل بود که در مقیاس کوچک انجام میشد و حتی در همان موارد نیز مشکلات ادارای و پشتیبانی وجود داشت. فلسفه تشکیل ارتش رضاشاه برای درک بهتر این پرسش که چرا ارتش ایران در آن دوران که روی کاغذ ارتشی مدرن به حساب میآمد نتوانست جلوی اشغالگران را بگیرد باید به فلسفه تشکیل آن پرداخت. این ارتش یکی از مهمترین ابزارهای دولت مرکزی برای یکپارچهسازی کشور، خلع سلاح نیروهای محلی و قبایل و اعمال اقتدار حکومت بود. سربازگیری اجباری نیز به توسعه این ارتش کمک کرد، اما به پاشنه آشیل این ارتش نیز تبدیل شد. استفانی کرونین پژوهشگر مسائل تاریخ در پژوهشی با موضوع سربازگیری اجباری و مقاومت اجتماعی در دوره رضاشاه در توضیح این سیاست که سربازگیری اجباری برای رضاشاه فقط یک سیاست نظامی نبود بلکه بخشی از پروژه بزرگتر دولتسازی و ایجاد یک …












