
یکی از مشکلات به ظاهر لاینحل فوتبال ایران، گیر دادن بیش از حد به کارلوس کیروش و انداختن همه تقصیرها به گردن اوست.
مثلاً اگر تیم ملی در جام جهانی نتیجه نگیرد، عدهای بلافاصله سراغ کیروش میروند و میگویند: «او مگر در جام جهانی چه کار کرد؟»
اگر تیم ملی بازی تدارکاتی مناسبی نداشته باشد، همان دوستانی که علاقه دارند همیشه برای هر اتفاقی مقصر پیدا کنند، یادشان میافتد که در دوران کیروش همه چیز گل و بلبل بوده و تیم ملی بهترین اردوها و بازیهای تدارکاتی را برگزار میکرد!
البته وقتی به دوران قوت آن روزها برمیگردیم و یادمان میآید کرهجنوبی برای مدتی به حریفی همیشه بازنده تبدیل شده بود، قطر حریف تدارکاتی بود و ازبکستان هم تیمی بود که معمولاً از پیش شکستخورده به نظر میرسید، کمتر کسی این جزئیات را به روی مبارک میآورد.
اما کافی است دری به تخته بخورد و مثلاً تیم ملی در جام ملتهای آسیا نتیجه نگیرد؛ آن وقت همان جماعت حاضر جواب، احتمالاً خواهند گفت: «کیروش هم در آسیا به جایی نرسید!»
اینکه کیروش که بود، در فوتبال …












