
خستگی و خوابآلودگی، خشم و عصبانیت، و مصرف روانگردانها یا نوشیدنیهای غیرمجاز، رفتارهایی هستند که توان تصمیمگیری منطقی را از راننده سلب میکنند. در هر یک از این حالات، بدن و ذهن راننده در وضعیت طبیعی قرار ندارد و واکنشها بهجای عبور از مسیر عقلانی، تحت تأثیر هیجانات منفی شکل میگیرد. باید در نظر داشت رانندگی تنها یک مهارت فنی نیست، بلکه آزمون مدیریت هیجانات و احساسات است و راننده تمام هیجانات مثبت و منفی خود را پشت فرمان همراه دارد. در چنین شرایطی اگر روز خوبی را شروع نکرده یا شرایط روحی مناسبی ندارد، نباید رانندگی کند. در صورت رانندگی، کوچکترین رفتار نامناسب دیگران میتواند راننده را وارد فاز هیجانی کند و تصمیمگیری منطقی را مختل کند. در این شرایط بخش پیشپیشانی مغز که مرکز تصمیمگیری عقلانی است، تضعیف میشود و بخش آمیگدال که مسئول مدیریت هیجانات است، فعال میگردد. مغز تصور میکند بدن وارد وضعیت جنگ یا گریز شده و راننده دیگر قادر به تصمیمگیری …


