
تابستان امسال، نسیم گرم شبهای ایران زمین، بوی دیگری دارد؛ بوی هیجان، بوی آموختن، بوی همدلی. در گوشهوکنار این سرزمین پهناور، از کوچهپسکوچههای شهرستانهای کوچک تا میدانهای بزرگ کلانشهرها، اتفاقی تازه و بینظیر در حال رخ دادن است؛ رویدادی که نامش «میدان یار» است و هر شب، هزاران خانواده، جوان و نوجوان را به دل خیابانها و تجمعات مردمی میکشاند. این مسابقه بزرگ، تنها یک رقابت ساده نیست؛ بلکه حرکتی خودجوش، پرشور و عمیقاً مردمی برای ساختن جامعهای توانمندتر، آگاهتر و همدلتر است.
از همان غروب که خورشید کمکم پشت بامهای قدیمی پنهان میشود، میدانهای شهر حالوهوای دیگری پیدا میکنند. پرچمهای سهرنگ، نورافکنهای رنگین، بلندگوهایی که آهنگهای حماسی پخش میکنند و جمعیتی که با شوق و ذوق به سمت محوطههای مسابقه سرازیر میشوند، صحنههایی به یادماندنی خلق میکنند. کودکان روی شانههای پدران، زنان با چادرهای رنگارنگ، جوانان با لباسهای ورزشی و سالمندانی که با عصا، اما با قلبی پر از شور آمدهاند تا تماشاگر این رویداد بزرگ باشند. اینجا، هیچکس غریبه نیست؛ همه، با هر سن و جنسیتی، در کنار هم قرار میگیرند و برای ساعاتی، مرزهای شغلی، تحصیلی و طبقاتی را فراموش میکنند. آنچه میماند، تنها یک هویت مشترک است: «ایرانی بودن» و دغدغهای واحد: «ساختن آیندهای بهتر برای این مرزوبوم».
اما آنچه «میدان یار» را از هر رویداد دیگری متمایز میکند، فقط شور و هیجان ظاهری نیست؛ بلکه عمق محتوایی و مهارتآموزیست که در دل این شبها جاریست. این مسابقه، در چهار عرصه تخصصی طراحی شده که هر کدام، دریچهای به سوی توانمندیهای فردی و جمعی میگشاید. شرکتکنندگان، در قالب گروههای خانوادگی، برادران یا خواهران، پا به میدان میگذارند و در هر چهار بخش به رقابت میپردازند:
نخست، عرصه نظامی و دفاعی است؛ جایی که شرکتکنندگان با سلاحشناسی، تاکتیکهای انفرادی و گروهی، و اصول اولیه رزمایش آشنا میشوند. این بخش، نه برای جنگ، که برای آمادگی در برابر هر تهدید احتمالی طراحی شده؛ تمرینی برای ذهن و جسم تا در لحظات بحرانی، واکنشی سریع و هوشمندانه داشته باشند. اینجا، یک معلم دبیرستان در کنار یک مهندس جوان، نحوه نشانهروی و حرکت در میدان را تمرین میکند و هر دو، با چشمانی مصمم، به دنبال ارتقای …












