
جوان آنلاین: حقیقت این است که شهادت پایان راه نیست، بلکه نشاندهنده اوج مجاهدت است. شهید سرتیپ دوم فراجا میثم گوهریآرانی، متولد اول تیرماه ۱۳۵۴، از آن دسته انسانهای بیقرار برای خدمت بود که سالها در شهرستان قروه و سپس در آران و بیدگل، با تمام توان در مسیر امنیت و خدمت به مردم تلاش کرد. او که در تاریخ ۱۷ اسفندماه ۱۴۰۴ در حادثه بمباران ستاد انتظامی نجفآباد به شهادت رسید، الگوی زندهای از ایستادگی نیروهای فراجا است؛ کسانی که هم در مرزهای کشور و هم در میادین داخلی، همواره در خط مقدم ایستادهاند تا با مجاهدتهای خالصانه خود، امنیت را برای مردم به ارمغان بیاورند. در ادامه این نوشتار سبک زندگی شهید جنگ تحمیلی رمضان سرتیپ دوم شهید میثم گوهریآرانی، فرماندهای را که زندگی خود را وقف امنیت و خدمت کرد مرور میکنیم.
زادهی اصفهان
من و آقا میثم هر دو اهل اصفهان هستیم و با هم نسبت فامیلی داشتیم. همسرم از دوران دبیرستان به من علاقه داشت و این موضوع را با اطرافیان و خانواده نیز در میان گذاشته بود، اما از آنجایی که شرایط سن و سالمان برای ازدواج مناسب نبود، چند سالی را صبر کردیم تا زمانی که هر دو به بلوغ فکری و شرایط مناسب برای ازدواج رسیدیم و زندگی مشترک را آغاز کردیم. هر زمانی که برای دیدار اقوام یا ایام عید به قم یا کاشان میرفتیم، آقا میثم همیشه به استقبالمان میآمد و در تمام این مدت در کنارمان حضور داشت. از همان سالهای نوجوانی علاقه زیادی به برادرانم داشت، با آنها بازی میکرد و رابطه بسیار صمیمی میانشان شکل گرفته بود، به طوری که حتی در تابستانها که برای گذراندن دورههای فنی و حرفهای میآمد، همراه برادرانم سر کار میرفت و بیشتر تفریحات شان در کنار یکدیگر میگذشت.
عاشق شغلش بود
پس از ازدواج هر دو در دانشگاه پذیرفته شدیم، آقا میثم در دانشگاه افسری امام علی (ع) تحصیل کرد و من نیز در دانشگاه آموزش و پرورش کرمانشاه ادامه تحصیل دادم. پس از پایان دوره آموزشی، ایشان خدمت خود را در نیروی فراجا آغاز کرد و به دلیل نیاز سازمانی مدتی در کردستان مشغول خدمت شد. پس از آن محل خدمتش به همدان و سپس شهرهای دیگر منتقل شد و در مسئولیتی که قرار میگرفت، با جدیت، دقت و احساس وظیفه کار میکرد. برایشان انجام صحیح مأموریت تنها یک وظیفه شغلی نبود؛ بلکه نوعی عبادت …








