
هیچ روزی نیست که در اخبار، سخن از تصادفات رانندگی نباشد، همیشه هست و بوده و نص قانون نیز میپندارد پاسخ تمام خسارات وارده را دادهاست، ولی کم نیستند خصوصاً موتورسوارانی که به دفاتر وکالت مراجعه میکنند و علاوه بر شکستگی دست یا پا، اظهار میدارند حدود چندین ماه یا حتی سالها نتوانستهاند از اضطراب شدید سوار موتور شوند و فرض کنیم، حادثهدیده شخص متأهلی باشد که کاری جز راندن موتور بلد نیست. سؤال دشواری که مطرح میشود اینکه اساساً صنعت بیمه مسئول پرداخت ترومای روحی ناشی از حوادث رانندگی یا به اصطلاح دوره وخامت روانی ناشی از اختلال پس از سانحه (PTSD) هم هست یا خیر؟
دستهای ممکن است آن را به علت تمارض دفع و نقض کنند، چندان که سالها پیش از شارکو (روانشناس فرانسوی)، هیستریا نوعی تمارض تلقی میشد، مثلاً سربازی که در جنگ ادعا میکرد که بر اثر اضطراب، بینایی چشمش از دست رفته را به علت تمارض، تنبیه میکردند، ولی شارکو نشان داد با هیپنوتیزم میتواند کسانی را که نیمه چپ بدنشان لمس شدهاست به کسانی تبدیل کند که نیمه راست بدنشان لمس است یا وقتی سوزن به قسمت لمس بدنشان میزد، هیچ واکنشی دیده نمیشد، پس مفهوم خسارت بدنی که تنها بر جسم صحه میگذارد، زیر سؤال رفت و این با تعالیم اسلامی ما نیز نزدیک بود و مفهوم روح و نفوس چندپارهاش را توجیه میکرد.
امروزه، با کشف هیپنوتیزم که هیچ اعمال اثری روی جسم ندارد و نشانگان و سمپتومهای بیماریهای روانی تغییر میکند، کمتر کسی است که ترومای ناشی از حوادث رانندگی را بخواهد نوعی تمارض بداند، ولی تعریفی که از خسارتهای بدنی در قانون بیمه اجباری خسارت وارد شده بر شخص ثالث بر اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه میبینیم، گویی تنها بر خسارت جسمانی صحه گذاردهاست. در تعریف خسارت بدنی آورده خسارت بدنی یعنی: هر نوع دیه یا ارش ناشی از هر نوع صدمه به بدن مانند شکستگی، نقص و از کار افتادگی عضو اعم از جزئی یا کلی ـ موقت یا دائم، دیه فوت و هزینه معالجه با رعایت ماده (۳۵) این قانون به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون.
اختلال استرس پس از سانحه یک اختلال سلامت روان است که معمولاً در افرادی رخ میدهد که یک رویداد بسیار ترسناک یا خطرناک را تجربه کردهاند یا شاهد وقوع آن بودهاند. این اختلال از این جهت اهمیت دارد که اگر بتوان اثبات …













