
گاهی یک جمله کوتاه، در یک لحظه تاریخی، معنایی پیدا میکند که سالها بعد نیز میتوان در آن تأمل کرد. شب عاشورا بود و ایران هنوز زیر فشار زخمهای جنگ ۱۲روزه قرار داشت. آقای شهید انقلاب، در میانه مراسم در حسینیه امامخمینی، از محمود کریمی خواست: «اگر خسته نیستی،ای ایران بخوان.» چند لحظه بعد، نوای «ای ایران» در حسینیه امام خمینی (ره) و سپس امواج آن در سراسر ایران طنینافکن شد. آن صحنه را نمیتوان فقط یک انتخاب هنری یا عاطفی دانست؛ آنجا وطن در کنار عاشورا و در متن فرهنگ ولایت، دوباره به زبان آمد.
آقای شهید ایران، در روزهای پایانی حیات مبارکشان فرمودند: «پس از این هم اگر حادثهای برای کشور بهوجود آید، خدای متعال این مردم را برای مقابله با آن مبعوث خواهد کرد و مردم کار را تمام میکنند.» اگر این دو سخن را کنار هم بگذاریم، مفهوم «ملت مبعوث» روشنتر میشود: ملتی که در بزنگاه تاریخی، مأمور حفظ خانه مشترک خویش میشود. این همان نقطهای است که باید یکی از سوءتفاهمهای بزرگ جنگ روایتها را کنار زد. سالهاست تلاش میشود میان «ایران و اسلام»، «وطن و ولایت»، «هویت ملی و ایمان دینی» شکاف ایجاد شود؛ گویی ایرانی باید میان «ایران» و «اعتقاد» یکی را انتخاب کند. اما منطق ولایی چنین دوگانهای را نمیپذیرد. وطن، ظرف تحقق بسیاری از ارزشهاست. امنیت خانواده، فرهنگ، اقتصاد، عدالت، آموزش، عبادت، استقلال و حتی امکان اصلاح امور، همگی به وجود سرزمینی امن، مستقل و برخوردار از حاکمیت ملی نیاز دارند.
اگر خانه ناامن شود، اختلاف بر سر چیدمان اتاقهای آن دیگر مسئله اصلی نیست. از همین منظر، دفاع از تمامیت ارضی فقط وظیفه نیروهای مسلح نیست. رزمندهای که در مرز ایستاده، پزشکی که در بیمارستان خدمت میکند، کارگری که چرخ تولید را متوقف نمیکند، خانوادهای که در سختیها کشور را ترک نمیکند، جوانی که در برابر شایعه و عملیات …












