
جوان آنلاین: در تاریخ اندیشه سیاسی و دینی معاصر ایران، مسئله فلسطین همواره با خوانشهای متفاوتی روبهرو بوده است؛ روایتهایی که گاه آن را به سطح یک بحران انسانی و سیاسی در خاورمیانه فروکاسته و گاه آن را رخدادی بیرونی در حاشیه مسائل فکری ایران دانستهاند. با این همه، در آثار زنده یاد استاد سید غلامرضا سعیدی بیرجندی، فلسطین از این جایگاه فراتر رفته و به یکی از کانونهای تأمل استراتژیک بدل میشود. اهمیت این جایگاه از آنروست که سعیدی، برخلاف تلقیهای تقلیلگرایانه، فلسطین را نه صرفاً یک سرزمین اشغالشده، بلکه «محک» وضع جهان اسلام و نحوه مواجهه آن با استعمار، صهیونیسم و بحران آگاهی میفهمد. برای فهم این جایگاه، پیش از هر چیز باید «منظومه فکری» سعیدی و نحوه مواجهه او با جهان جدید را واکاوی کرد. او در مواجهه با تمدن غرب، رویکردی انتقادی و در عین حال واقعبینانه داشت. از منظر او، مسئله اصلی نه پیشرفتهای علمی و فنی غرب، بلکه «ازخودبیگانگی» مسلمانانی بود که در برابر این تمدن، هویت دینی و فرهنگی خویش را وانهاده و به تقلید بیچونوچرا روی آوردهاند. از نگاه سعیدی، راه برونرفت از این وضعیت، نه انزوا، بلکه بازگشت به مبانی اسلام و بازیابی اعتمادبهنفس تمدنی بود؛ بازگشتی که در عین پاسداری از اصالت، بهرهگیری آگاهانه از دانش و ابزارهای جهان جدید را نیز ممکن میساخت. این رویکرد، حاصل تأملات صرف نظری نبود، بلکه در بستر تجربههای علمی و اجتماعی او شکل گرفت. آشنایی سعیدی با اندیشههای علامه محمد اقبال لاهوری، نگرش انتقادی وی نسبت به فرهنگ غرب را تعمیق بخشید و او را بیش از پیش متوجه ضرورت احیای هویت اسلامی ساخت. همچنین، سفرهای علمی او، بهویژه حضور در انگلستان و مشاهده مستقیم سازوکارهای استعمار، درک او را از نسبت میان سلطه سیاسی، وابستگی فرهنگی و عقبماندگی جوامع اسلامی ژرفتر کرد. با این همه، او بازگشت به اسلام را به معنای گسستن از مقتضیات عصر تلقی نمیکرد. از نظر او، پویایی اسلام در آن است که میتواند با حفظ اصول و مبانی خود، از امکانات و ابزارهای نوین در مسیر تحقق اهداف خویش بهره گیرد؛ چنانکه مینویسد: «حالا دنیا را شناخته، منطق اسلام را توانسته درک کند که با چه ابزاری قابل پیاده شده است. این منطق زمان است...» (کیهان فرهنگی، ۱۳۶۴، ۱۱۵). مقاله حاضر با تکیه بر این چارچوب، …








