
جوان آنلاین: ژوزه ساراماگو از آن دسته نویسندگانی است که جهان داستانیاش بیش از آنکه بر حادثه بنا شود، بر اندیشه استوار است. او با سادهترین فرضها، پیچیدهترین پرسشهای انسانی را مطرح میکند؛ اینکه اگر همه نابینا شوند چه بر سر اخلاق میآید؟ اگر مرگ متوقف شود، انسان چه معنایی برای زندگی پیدا میکند؟ اگر انسانی با نسخه دیگری از خودش روبهرو شود، هویت او چگونه فرو میریزد؟ همین ایدههای ظاهراً ساده، رمانهای ساراماگو را به آثاری چندلایه و ماندگار تبدیل کردهاند.
اما همین ویژگی، بزرگترین مانع برای سینما بوده است. آثاری که در نگاه نخست سرشار از موقعیتهای تصویری و دراماتیک به نظر میرسند، هنگام انتقال به پرده نقرهای با چالشی اساسی روبهرو میشوند؛ چگونه میتوان جهانی را که قدرتش از زبان، استعاره و ابهام میآید، به تصویر تبدیل کرد؟ تجربه اقتباسهای سینمایی از آثار ساراماگو نشان میدهد که گاهی یک رمان میتواند از قاب سینما بزرگتر باشد.
آثار ساراماگو در نگاه اول چنان روی کاغذ تصویری و سینمایی به نظر میرسند که اقتباس از آنها اجتنابناپذیر به نظر میرسد. با این حال، تجربه چند دهه گذشته نشان داده که سینما در مواجهه با جهان او اغلب ناکام مانده است. ناکامی که بیش از هر چیزی در اقتباس سینمایی «کوری» آشکار میشود.
رمان «کوری» که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد، یکی از مهمترین آثار ساراماگو است. داستان از شیوع ناگهانی نوعی نابینایی سفیدرنگ آغاز میشود. بیماری که به سرعت جامعه را دربر میگیرد و نظم اجتماعی را فرو میپاشد. در این میان تنها یک زن همچنان بیناست و شاهد سقوط تدریجی انسانها به ورطه خشونت، فساد و بقا به هر قیمت میشود.
در سال ۲۰۰۸، فرناندو میرلس، کارگردان فیلم تحسینشده «شهر خدا»، این رمان را با بازی جولیان مور و مارک رافلو به سینما آورد. پروژهای پرهزینه و بینالمللی که حتی افتتاحیه جشنواره کن را نیز به خود اختصاص داد، اما نتیجه برخلاف انتظارها بود.
بخش بزرگی از منتقدان معتقد بودند فیلم نتوانسته عمق انسانی و فلسفی رمان را منتقل کند. جاستین چانگ در ورایتی نوشت که فیلم هرگز به «نیروی انسانی، وسعت تراژیک و تأثیر عاطفی نثر ساراماگو» نمیرسد. اجماع منتقدان در رابطه با فیلم چندان مثبت نبود و جزو یکی از اقتباسهای شکست خورده سینما …











