
جواد قیصریان فرد
آرمان امروز : برای دههها، تنگه هرمز نماد یک واقعیت ساده و قدرتمند برای ایران بود: هر کس بخواهد نفت خلیجفارس را به بازار جهانی برساند، ناگزیر باید از دروازهای عبور کند که تهران بر آن اشراف دارد. اما تحولات سال ۲۰۲۶ نشان داد این معادله دیگر آنقدرها که به نظر میرسید ساده نیست. اهمیت یک گلوگاه فقط به میزان وابستگی دیگران به آن بستگی ندارد؛ به این هم بستگی دارد که آنها چقدر توانستهاند برایش جایگزین بسازند. و رقبای منطقهای ایران، سالهاست دقیقاً همین کار را کردهاند.
بر اساس آمار آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده نفتی از هرمز عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان. این عدد بهتنهایی گواه اهمیت راهبردی این آبراه است. اما در کنار آن، عربستان و امارات مجموعاً بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت جایگزین برای دور زدن هرمز در اختیار دارند؛ ظرفیتی که بهتدریج در حال گسترش است.
عربستان از طریق خط لوله شرق به غرب (پترولاین) نفت را از شرق کشور به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ میرساند. ظرفیت اسمی این خط اکنون به حدود ۷ میلیون بشکه در روز رسیده، هرچند خود IEA تأکید دارد پایداری انتقال در این سطح هنوز بهطور کامل محک نخورده است. در بحران اخیر، همین زیرساخت به عربستان اجازه داد بخشی از صادراتش را از مسیر دریای سرخ ادامه دهد و به بازار پیامی روشن بدهد: بستهشدن هرمز بهمعنای توقف صادرات ریاض نیست. البته دریای سرخ هم بیریسک نیست؛ ناآرامیهای بابالمندب ثابت کرده جایگزینکردن یک گلوگاه با گلوگاهی دیگر، راهحل کاملی نیست. اما داشتن حق انتخاب میان چند مسیر، بهتنهایی یک برگ برنده راهبردی است.
امارات یک قدم جلوتر رفته است. خط لوله حبشان – فجیره نفت را مستقیماً به ساحل دریای عمان میرساند و طبق گزارشIEA، ظرفیت فعلی آن حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز است؛ با نزدیک به ۷۰۰ هزار بشکه ظرفیت مازاد برای افزایش جریان در روزهای بحرانی. فجیره امروز به الگویی تبدیل شده از تبدیل یک زیرساخت لجستیکی ساده به ابزار بیمه ژئوپلیتیکی.
نکته مهمتر اینجاست که این روند متوقف نشده است. هر بحران تازه در هرمز، توجیه اقتصادی و امنیتی بیشتری برای سرمایهگذاری در مسیرهای موازی …












