
مجید ارباب
ناترازی بنزین در ایران دیگر صرفا یک مسئله پالایشگاهی نیست. رشد مصرف، فرسودگی ناوگان، مصرف بالای بخشی از خودروها، ضعف حملونقل عمومی، قیمتگذاری انرژی، محدودیت سرمایهگذاری و کندی نوسازی ناوگان، همگی در شکلگیری این مشکل نقش دارند. اعلام شده که کشور روزانه با حدود ۱۳ میلیون لیتر ناترازی بنزین مواجه است. برای حل این معضل، نباید صرفا به افزایش قیمت بنزین متوسل شد؛ اقدامی که در شرایط اقتصادی فعلی میتواند فشار بیشتری بر خانوارها وارد کند و به افزایش نارضایتی اجتماعی منجر شود. این میزان ناترازی، حتی در شرایطی که در حال حاضر واردات بنزین انجام نمیشود، از منظر امنیت انرژی و ضرورت ایجاد توازن پایدار میان تولید و مصرف، موضوعی جدی و درخور توجه است. بنابراین، راهحل نباید فقط به دو گزینه «افزایش قیمت بنزین» و در صورت امکان «افزایش تولید» محدود شود. اتکا به واردات نیز حتی در صورت فراهمشدن امکان آن، نمیتواند راهکاری پایدار برای حل یک ناترازی ساختاری باشد.
سؤال مهمتر این است: چگونه میتوان همان میزان جابهجایی خودرو را با مصرف بنزین بسیار کمتری انجام داد؟ اگر این سؤال مبنای سیاستگذاری قرار گیرد، مجموعهای از راهکارها در کنار هم قابل اجراست؛ برقیسازی ناوگان پرتردد، توسعه CNG، اسقاط خودروهای پرمصرف، اصلاح سهمیه سوخت، ایجاد زیرساخت شارژ، توسعه انرژی خورشیدی، اصلاح استاندارد مصرف خودروهای داخلی و استفاده از ارزش واقعی سوخت صرفهجوییشده برای تأمین مالی این تحول.
اولویت نخست، خودروهای پرپیمایش
اگر دولت منابع محدودی برای کاهش مصرف سوخت دارد، منطقی نیست که حمایت خود را بهطور مساوی میان همه خودروها توزیع کند. یک خودروی شخصی ممکن است روزانه ۲۰ یا ۳۰ کیلومتر حرکت کند، در حالی که یک تاکسی یا راننده حرفهای اسنپ و تپسی ممکن است روزانه ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلومتر پیمایش داشته باشد. فرض کنیم یک راننده ۲۶ روز در ماه و روزانه ۱۵۰ کیلومتر کار کند؛ پیمایش سالانه او حدود ۴۶هزارو ۸۰۰ کیلومتر خواهد بود. اگر خودروی فعلی او فقط ۹ لیتر در هر …












