قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

وقتی «درست زندگی‌کردن» بی‌پاسخ می‌ماند

در حافظه جمعی ایرانیان، دوره‌های دشوار کم نبوده است؛ جنگ، تحریم، تورم و رکود، هر یک به شکلی بر زندگی مردم سایه انداخته‌اند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که مردم این سرزمین، با وجود همه فراز و نشیب‌ها، در برابر بحران‌ها ظرفیت شکیبایی داشته‌اند و در بسیاری از مقاطع، هزینه‌های ملی را تحمل کرده‌اند. آنچه امروز تحمل آن را دشوارتر کرده، صرفا خود سختی نیست؛ بلکه احساس فزاینده فاصله میان سهم افراد از رنج‌ها و برخورداری‌هاست.
 وقتی «درست زندگی‌کردن» بی‌پاسخ می‌ماند

سامان آسترکی‌ . دکترای مدیریت، پژوهشگر مدیریت و توسعه

 

 

 

در حافظه جمعی ایرانیان، دوره‌های دشوار کم نبوده است؛ جنگ، تحریم، تورم و رکود، هر یک به شکلی بر زندگی مردم سایه انداخته‌اند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که مردم این سرزمین، با وجود همه فراز و نشیب‌ها، در برابر بحران‌ها ظرفیت شکیبایی داشته‌اند و در بسیاری از مقاطع، هزینه‌های ملی را تحمل کرده‌اند. آنچه امروز تحمل آن را دشوارتر کرده، صرفا خود سختی نیست؛ بلکه احساس فزاینده فاصله میان سهم افراد از رنج‌ها و برخورداری‌هاست.

شهروندی را تصور کنیم که کار خود را با وجدان، دقت و مسئولیت‌پذیری انجام می‌دهد، مالیات می‌پردازد، قانون را رعایت می‌کند و برای حفظ حداقل استانداردهای یک زندگی آبرومندانه تلاش می‌کند. او نه انتظار ثروت افسانه‌ای دارد و نه رؤیای زندگی اشرافی؛ خواسته‌اش امنیت اقتصادی، آینده‌ای قابل پیش‌بینی برای فرزندانش و اطمینان از این است که قواعد بازی برای همه، تا حد امکان، منصفانه اجرا می‌شود. مسئله از جایی آغاز می‌شود که همین شهروند، هم‌زمان با دو روایت متفاوت مواجه می‌شود؛ از یک‌ سو، روایت کمبود منابع، ضرورت صرفه‌جویی، شرایط دشوار اقتصادی و لزوم تحمل فشارها‌ و از سوی دیگر، مشاهده گردش ارقام چندصد میلیارد تومانی در برخی حوزه‌ها که بخش مهمی از منابع آنها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با ساختارهای عمومی ارتباط دارد.

نمونه شایان توجهی از این تناقض را می‌توان در اقتصاد فوتبال ایران مشاهده کرد. سال‌هاست ‌برای توجیه هزینه‌های سنگین این حوزه، از مفهوم «نشاط اجتماعی» سخن گفته می‌شود؛ گویی هر میزان هزینه‌کرد در این حوزه، صرفا به دلیل پیوند با فوتبال، می‌تواند به سرمایه اجتماعی تبدیل شود. اما پرسش اساسی اینجاست: در شرایطی که جامعه با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده و کاهش امید اجتماعی مواجه است، آیا همچنان می‌توان بدون ارزیابی دقیق هزینه و فایده، همان استدلال قدیمی را تکرار کرد؟

بحث بر سر اصل فوتبال یا ضرورت وجود سرگرمی و هیجان جمعی نیست؛ مسئله این است که وقتی معلم، روزنامه‌نگار، پرستار، کارگر یا کارمند دولت برای افزایش اندک حقوق خود، ماه‌ها پیگیری می‌کند، چگونه می‌تواند بپذیرد که افزایش دستمزد یک‌ساله یک بازیکن متوسط فوتبال، در برخی موارد از مجموع درآمد چندین دهه کار او فراتر می‌رود؟ شکاف اصلی، صرفا شکاف درآمدی نیست؛ شکاف در منطق توجیه و احساس عدالت است.

این احساس بی‌عدالتی محدود به یک حوزه خاص نیست. شهروند امروز با پرسش‌هایی انباشته روبه‌رو است: چرا تلاش و کار روزمره همیشه به امنیت اقتصادی منجر نمی‌شود؟ چرا بخشی از جامعه برای تأمین حداقل‌های زندگی ناچار به محدود‌کردن انتخاب‌های خود است، در حالی که گروه‌هایی دیگر از فرصت‌ها و امکاناتی برخوردارند که برای بسیاری دست‌نیافتنی است؟ چرا کسانی که قواعد رسمی را رعایت می‌کنند، گاهی احساس می‌کنند در مقایسه با کسانی که به منابع و فرصت‌های ویژه دسترسی دارند، در موقعیت نابرابرتری قرار گرفته‌اند؟

در نگاه حکمرانی، اعتماد عمومی تنها از قوانین و ساختارهای رسمی شکل نمی‌گیرد؛ بخش مهمی از آن به «ادراک انصاف» در جامعه بازمی‌گردد. مردم ممکن است دشواری‌های اقتصادی را برای مدتی تحمل کنند، اما هنگامی که احساس کنند هزینه‌ها و فرصت‌ها به شکلی ناعادلانه توزیع می‌شود، سرمایه اجتماعی به‌ تدریج فرسوده خواهد شد. به همین دلیل، برخی بحران‌های اجتماعی نه لزوما در اوج فقر مطلق، بلکه در دوره‌هایی بروز می‌کنند که مردم احساس می‌کنند میان تلاش فردی و فرصت‌ها و دستاوردهای اجتماعی، رابطه‌ای منطقی و قابل اعتماد وجود ندارد.

چالش عمیق‌تر آنجاست که در سال‌های اخیر، سیاست‌گذاری به جای ترسیم مسیر بهبود، عمدتا معطوف به مدیریت بحران‌های پیش‌رو بوده است. بخش مهمی از تصمیمات اقتصادی و اجتماعی، صرف مدیریت بحران بعدی می‌شود، نه ساختن افق بعدی. جامعه‌ای که افق آینده در آن مبهم است، طبیعی است که برنامه‌ریزی بلندمدت را دشوارتر ببیند. خانواده‌ای که نسبت به آینده اقتصاد، آموزش، اشتغال و امنیت سرمایه‌گذاری اطمینان کافی ندارد، ممکن است به جای مشارکت در یک چشم‌انداز مشترک، بیشتر به دنبال راه‌حل‌های فردی برای حفظ موقعیت خود باشد.

نتیجه چنین وضعیتی، فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که بازسازی آن معمولا به‌مراتب دشوارتر و زمان‌برتر از تخریب آن است. سرمایه اجتماعی بر اعتماد، همکاری و احساس انصاف در روابط میان شهروندان و نهادهای عمومی استوار است؛ بر این باور که تلاش مسئولانه، رعایت قانون و پایبندی به قواعد مشترک، بی‌پاسخ نخواهد ماند. هنگامی که این پیوند سست شود، قانون‌گریزی، افت مشارکت اجتماعی، کم‌رنگ‌شدن حساسیت نسبت به منافع عمومی و تضعیف همکاری اجتماعی، به واکنش‌هایی قابل انتظار در جامعه تبدیل می‌شود.

شاید مهم‌ترین نشانه خطر برای هر حکمرانی، زمانی باشد که شهروندان احساس کنند «درست زندگی‌کردن» دیگر مزیت محسوب نمی‌شود. جامعه‌ای که در آن صداقت، انضباط، کار سالم و قناعت، به امنیت و امید منتهی نشود، به‌ تدریج انگیزه اخلاقی خود را برای تداوم همان رفتارها از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، حتی سنجیده‌ترین سیاست‌های عمومی نیز با مانعی نامرئی مواجه می‌شوند: بی‌اعتمادی عمومی.

بازسازی این اعتماد، بیش از هر چیز نیازمند شفافیت در اولویت‌های حکمرانی است. اگر منابع محدود است، این محدودیت باید در همه سطوح تصمیم‌گیری و در همه حوزه‌های برخوردار از منابع عمومی بازتاب پیدا کند. اگر از مردم انتظار همراهی و تحمل دشواری‌ها وجود دارد، باید نشانه‌های ملموس همدلی، مسئولیت‌پذیری و انضباط مالی را نیز در ساختارهای رسمی ببینند. عدالت‌ صرفا یک مفهوم اخلاقی نیست؛ زیرساخت کارآمدی اقتصادی و یکی از شرط‌های پایداری سیاسی و اجتماعی است.

پرسش نهایی شهروند ایرانی شاید بسیار ساده باشد: «سهم کسی که قانون را رعایت می‌کند، کار می‌کند و با وجود همه دشواری‌ها همچنان برای آینده‌ای بهتر در این سرزمین تلاش می‌کند، فارغ از آنکه چه دیدگاهی نسبت به ساختار سیاسی موجود دارد، در معادله امروز چیست؟». تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن، صادقانه و قابل لمس نباشد، شکاف میان جامعه و ساختار تصمیم‌گیری عمیق‌تر خواهد شد؛ شکافی که ترمیم آن به‌مراتب دشوارتر و پرهزینه‌تر از حل بسیاری از مشکلات اقتصادی امروز است.

بحران اصلی ما شاید کمبود منابع نباشد؛ بلکه کاهش اطمینان نسبت به این است که منابع موجود بر‌اساس منطقی عادلانه، شفاف و آینده‌نگر توزیع می‌شوند. بدون این اطمینان، نمی‌توان برای مدت طولانی از شهروندان انتظار داشت ‌همچنان به قواعد مشترک پایبند بمانند و «درست زندگی‌کردن» را با همان انگیزه و امید ادامه دهند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛

آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظه‌ای که از حوزه امتحان خارج می‌شوند، مرحله تازه‌ای آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخ‌ها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورت‌بندی می‌کند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدت‌هاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانواده‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، دانش‌آموزان ماه‌ها زندگی خود را حول آن سامان می‌دهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار می‌گیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.

وی در تحلیل خود تأکید می‌کند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماه‌های منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی می‌کنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشرده‌ای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا می‌کند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعه‌ای از ساعت‌های مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل می‌شود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمون‌های آزمایشی ایجاد می‌شود. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آزمون تمام می‌شود و این سه ستون ناگهان فرو می‌ریزند.

مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد می‌کند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحله‌ای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورت‌بندی جامعه‌شناختی و اکتشافی برای توصیف تجربه‌ای جمعی است؛ تجربه‌ای که می‌تواند در آینده موضوع پژوهش‌های دقیق‌تر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماه‌ها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون می‌دانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درس‌هایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه می‌شود.

این فراغت اما لزوماً آرامش‌بخش نیست

به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخاب‌شده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانی‌مدت است. فرد ماه‌ها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی می‌ماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤال‌های آزمون زندگی می‌کند. سؤال‌ها دوباره در ذهنش مرور می‌شوند؛ پاسخ‌ها زیر و رو می‌شوند و پرسش‌هایی مانند «اگر گزینه دیگری را می‌زدم چه می‌شد؟» یا «نکند سؤال ساده‌ای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار می‌شوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.

مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونی‌سازی نظام ارزشیابی» مرتبط می‌داند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل می‌شود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی می‌کند. در نتیجه، داوطلب نمی‌تواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانواده‌ها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گسترده‌تری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال می‌کنند و همین امر باعث می‌شود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش ساده‌ای مانند «چه رتبه‌ای می‌آوری؟» می‌تواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمی‌داند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس می‌کند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همین‌جا، «برزخ انتظار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی می‌کند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانش‌آموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق می‌تواند احساس بلاتکلیفی و بی‌جهتی ایجاد کند.»

تعلیق هستی شناختی موقت

مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستی‌شناختی موقت» توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شده‌اند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیت‌های ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطراب‌هایی است که در ماه‌های قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل می‌شدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دست‌کم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی می‌تواند گسترده‌تر شود و پرسش‌هایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسان‌های خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخ‌هایی که در جلسه داده شده‌اند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمی‌های افراطی پناه می‌برند. ساعت‌ها حضور در فضای مجازی، اسکرول بی‌هدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع می‌تواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد می‌کنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.

در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته می‌کند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامه‌ای ندارد. نوجوان را ماه‌ها برای یک روز آماده می‌کنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمی‌کنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب می‌کند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمی‌گردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راه‌حل نیز صرفاً در توصیه‌های فردی خلاصه نمی‌شود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پل‌های معنایی» ایجاد کنند.

دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی:

از منظر جامعه‌شناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند. خانواده یکی از مهم‌ترین این ساختارهاست. خانواده‌ها می‌توانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر می‌کنی چه رتبه‌ای می‌آوری؟» باشد، می‌توان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک می‌تواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانش‌آموز را رها کند. مدارس می‌توانند برای روزها و هفته‌های پس از آزمون، برنامه‌های مشاوره‌ای طراحی کنند؛ برنامه‌هایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفت‌وگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانه‌ای تنها بر رتبه‌های برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشته‌های خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تاب‌آوری، مسیر زندگی و تجربه‌های متنوع موفقیت می‌تواند نگاه جامعه را از «نتیجه‌محوری» به «فرآیندمحوری» نزدیک‌تر کند.


۶ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص

کد خبر: 787421 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۲۱:۴۴:۱۵ اعتمادآنلاین |

یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های عمرانی استان البرز که سال‌ها برای احداث آن زمان و سرمایه صرف شده بود، پیش از آنکه به بهره‌برداری برسد، در جریان حملات فروردین‌ماه هدف قرار گرفت. 

به گزارش فارس، اکنون پس از گذشت چند ماه، بررسی‌های فنی برای تعیین نحوه تخریب بخش‌های آسیب‌دیده و بازسازی پل B1 کرج آغاز شده است؛ پروژه‌ای که برآورد اولیه، هزینه بازگرداندن آن به مدار بهره‌برداری را تا ۳ هزار میلیارد تومان نشان می‌دهد.

هوشنگ بازوند، معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور، اعلام کرد که یک هیئت فنی متشکل از حدود ۱۵ مشاور و متخصص برجسته سازه و پل‌سازی، مسئول بررسی ابعاد خسارت و انتخاب روش بازسازی این پل شده‌اند.

بر اساس بررسی‌های اولیه، بخش‌های آسیب‌دیده پل به سادگی قابل ترمیم نیستند. بازوند می‌گوید برای تضمین ایمنی و پایداری سازه، محدوده‌ای به شعاع ۲۰ متر از هر طرف نقاط اصابت باید تخریب و پاکسازی شود تا زمینه لازم برای اجرای سازه جدید فراهم شود.

اما هنوز نحوه انتخاب پیمانکار نهایی نشده است. مدیرعامل شرکت ساخت اعلام کرده که پس از ارائه نظر نهایی هیأت کارشناسی، درباره واگذاری پروژه تصمیم‌گیری خواهد شد. 

اگر شرایط فنی و ضرورت بازگشایی سریع مسیر ایجاب کند، امکان واگذاری پروژه به یک سازنده توانمند از طریق ترک تشریفات و با دریافت مجوزهای قانونی وجود دارد؛ در غیر این صورت، پیمانکار از طریق مناقصه انتخاب خواهد شد.

برآورد اولیه وزارت راه و شهرسازی نشان می‌دهد عملیات تخریب بخش‌های آسیب‌دیده و بازسازی این پل به اعتباری بین ۲۵۰۰ تا ۳ هزار میلیارد تومان نیاز دارد.

پل B1 کرج بر روی رودخانه بیلقان و در امتداد آزادراه شهید سلیمانی احداث شده و حدود یک کیلومتر طول و ۱۳۶ متر ارتفاع دارد. عملیات ساخت این پروژه از سال ۱۳۹۵ آغاز شد و پل در آستانه تکمیل و افتتاح قرار داشت. اخبار مرتبط برکناری بی‌سابقه دو مقام ارشد موساد؛ شکست عملیات اسرائیل علیه ایران ایران قربانی تجاوز و حملات نظامی است/ برخی کشورهای همسایه در حمله آمریکا به ایران نقش تسهیل‌کننده د…


۶ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی لذت نمی برند؟ | انصاف نیوز

اختلالات جنسی در ایران بیش از آنچه تصور می‌شود شایع است؛ تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان دچار اختلال نعوظ و حدود یک‌سوم زنان با مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، اختلال در ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی مواجه‌اند. این آمار زنگ خطری است برای نیاز به آموزش‌های جنسی متناسب با فرهنگ کشور و توجه بیشتر مسئولان به سلامت جنسی جامعه.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از International Journal of Preventive Medicine یک مطالعه جدید نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان ایرانی (۵۶ درصد) به اختلال نعوظ مبتلا هستند، و در زنان نیز اختلالات جنسی از جمله کاهش میل جنسی و درد هنگام رابطه جنسی بسیار شایع است.

این بررسی که با جمع‌آوری و تحلیل نتایج ۱۹ مطالعه انجام شده، وضعیت اختلالات جنسی در ایران را بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیقات، بیش از ۲ هزار مرد و ۴ هزار زن مورد مطالعه قرار گرفتند.

نتایج نشان می‌دهد که در زنان ایرانی، حدود ۳۵ درصد از زنان در جامعه عمومی دچار کاهش میل جنسی هستند و این میزان در زنانی که به دنبال درمان بوده‌اند تا ۶۶ درصد افزایش یافته است. همچنین حدود یک‌سوم زنان در هر دو گروه از اختلال در رسیدن به ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی رنج می‌برند.

نتایج کلیدی مطالعه: در مردان، اختلال نعوظ با شیوع حدود ۵۶ درصد، شایع‌ترین اختلال جنسی بود. در زنان، اختلال کمبود میل جنسی (HSDD) در گروه مراجعه‌کنندگان به درمان حدود ۶۶ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۵ درصد گزارش شد. اختلال تحریک جنسی در زنان نیز در گروه درمانی حدود ۶۰ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۴ درصد بود. اختلال اوج لذت جنسی در زنان تقریباً در هر دو گروه حدود ۳۵ درصد شیوع داشت. همچنین، اختلال درد جنسی در زنان، در گروه مراجعه‌کنندگان حدود ۳۵ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۲۰ درصد گزارش شد.

محققان معتقدند که نرخ کلی اختلالات جنسی در ایران مشابه آمار جهانی است، اما میزان اختلال در رسیدن به ارگاسم در زنان ایرانی دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است.

این نتایج نشان‌دهنده نیاز مبرم به برنامه‌های آموزش جنسی متناسب با فرهنگ ایران و همچنین انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه است. کارشناسان تاکید دارند که پرداختن به این موضوعات می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی کمک شایانی کند.

انتهای پیام




 تمدید زمان مشاهده و سوابق تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری و دانشجو - معلم
۱۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

تمدید زمان مشاهده و سوابق تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری و دانشجو - معلم

رئیس مرکز ارزشیابی و کیفیت نظام تضمینی آموزش و پرورش از تمدید مهلت مشاهده، بررسی و بررسی سوابق تحصیلی داوطلبان آزمون اختصاصی پذیرش دانشجو-معلم و آزمون سراسری تا پایان روز شنبه (۳۱ مردادماه) خبر داد.

 جزئیات محدودیت‌های ترافیکی جاده های شمالی اعلام شد / جاده چالوس یکطرفه می شود
۱۸ ساعت قبل / سایت رکنا

جزئیات محدودیت‌های ترافیکی جاده های شمالی اعلام شد / جاده چالوس یکطرفه می شود

رکنا:رئیس پلیس راه راهور فراجا از اجرای محدودیت‌های مقطعی و یک‌طرفه در محورهای چالوس، هراز و فشم در روزهای جمعه و شنبه 30 و 31 مردادماه خبر داد.

 وزیر بهداشت: مسائل مربوط به معیشت اساتید را پیگیری کرده‌ایم
۱۷ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

وزیر بهداشت: مسائل مربوط به معیشت اساتید را پیگیری کرده‌ایم

برنا - گروه اجتماعی؛ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حاشیه بازدید از محل طراحی سؤالات آزمون بورد تخصصی و فوق‌تخصصی، با اشاره به حضور حدود ۲۷۰ استاد از ۲۴...

 سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص
۵ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص

پل B1 کرج که در آستانه افتتاح قرار داشت، در جریان حمله فروردین‌ماه دشمن آمریکایی-صهیونیستی آسیب جدی دید. اکنون یک هیئت ۱۵ نفره از متخصصان سازه و پل‌سازی مأمور تعیین سرنوشت بازسازی این پروژه شده‌اند.

 زباله‌های چندساله در جاده اسالم ـ خلخال | طبیعت در محاصره پسماند + ویدئو
۸ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

زباله‌های چندساله در جاده اسالم ـ خلخال | طبیعت در محاصره پسماند + ویدئو

تصاویر انباشت زباله و جاری شدن شیرابه در جاده گردشگری اسالم ـ خلخال، بار دیگر مسئله رهاسازی پسماند در طبیعت گیلان را به صدر اخبار آورده است؛ زباله‌هایی که به گفته بخشدار اسالم، بخشی از آنها حاصل سال‌ها رهاسازی پسماند در بالادست است و حالا خطر آلودگی چشمه‌ها و آسیب به اکوسیستم منطقه را افزایش داده.

 ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد
۱۱ ساعت قبل / سایت رکنا

ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد

رکنا:جانشین پلیس راه راهور فراجا از ممنوعیت تردد در مسیر جنوب به شمال محور چالوس و آزادراه تهران–شمال تا اطلاع بعدی و ترافیک سنگین در برخی محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران خبر داد.