
در فضای سیاسی کشور و شرایط دغدغههای همگانی، بعضیها در توهمات و تصورات سیاسی خود که مداوم آن را اعلام میکنند فکر میکنند میشود بدون نظر ملت و ملحوظ کردن آن در محاسبات سیاسی، اعمال حاکمیت کنند. به زبان سادهتر اینها میخواهد در هر تصمیم سرنوشتساز یا هر اقدامی که دامنه شمول آن کل کشور را در بر میگیرد، ملت را به حساب نیاورند و فقط روی میزان تابآوری مردم حساب کنند و این تابآوری را ذیل مفهوم مبهم مقاومت که در اتخاذ تصمیمات فوق نیز محاسبه میشود. حساب باز کنند صاحبان این نوع تصورات یا توهمات با خود چنین استدلال میکنند که ملت یا مردم یا به تعبیری دیگر امت که یکبار عهد و پیمان یا بیعت کردهاند و در مواردی هم به آن پایبند بودهاند، همچنان در هر شرایطی شاید تا ابدالدهر در همه شرایط بهرغم دشواریهای بسیار که برایشان ایجاد شده است بر سر عهد و پیمان و یا بیعت خود باقی خواهند ماند.
اینان چنین میپندارند اگر هم خود بد عهدی کنند و آنچه وعده دادهاند عمل نکنند باز هم بیعتکنندگان سر بیعت و قول و قرار خود باقی میمانند اینان این تصور توهمآمیز بیپایه را در رسانههای مختلفی که در اختیار دارند حتی صداوسیما آنچنان انعکاس میدهند که گویا یک ایمان عمومی است و آنقدر تکرار میکنند که خود نیز باور میکنند که چنین است و لذا گمان دارند دامنه شمول آن به تمامی بخشها و زیربخشهای مردم کشور حتی استانهای محروم نابرخوردار نیزتسری یافته است.
البته عدهای از این ناشران وهم، خود میدانند موضوع از چه قرار است؛ ولی آگاهانه و بهعمد این مفهوم غیرواقعی و اغواکننده را برای حفظ منافع مادی و موقعیت شغلی خود ترویج و تبلیغ میکنند در گذر این اغواگری «ایران عزیز» را نه در ابعاد ملی بلکه شوینیستی چنان برجسته میکنند که گویا تمام جهان کمر به نابودی این سر زمین و مردم ت آن بستهاند، لذا بر اساس همان چه گفته شد فرمان میدهند مردم همگی بدون هیچ اما و اگر و نارضایتی باید ازوطن و سرزمین خود دفاع کنند و این دفاع را یک وظیفه …












