
گروه سیاسی- مانیا شوبیری: قالیباف با اشاره به ضرورت تقویت تولید، رشد اقتصادی و گردش مالی، بر این نکته تأکید کرده که کشوری برای حفظ قدرت خود، تنها به توان نظامی نیاز ندارد و اقتصاد نیز بخشی از بنیانهای قدرت است. این سخن از آن جهت قابل توجه است که در سالهای گذشته، هنگامی که درباره مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی سخن گفته شده، معمولاً قدرت نظامی، توان موشکی، ظرفیتهای دفاعی و نفوذ منطقهای در مرکز توجه قرار داشتهاند؛ در حالی که سخن روز گذشته قالیباف، یک مؤلفه مهم دیگر را به این معادله وارد میکند: «اهمیت وضعیت زندگی مردم.»
البته این نخستین بار نیست که یک مقام سیاسی، مردم را بهعنوان یکی از مهمترین ارکان قدرت کشور معرفی میکند. محمدجواد ظریف نیز پیشتر با وجود تأکید بر اهمیت توان موشکی، بر اهمیت بیشتر مردم تأکید کرده و گفته بود: «موشک مهم است، اما مردم مهمترند.» ظریف در ادامه با اشاره به نقش مردم در حفظ ایران در طول تاریخ گفته بود: «مردم، ایران را در قرنهای گذشته نگه داشتند. برای این توان ارزش قائل شویم، بنابراین عامل عمده قدرت خود را حفظ کنیم.»
قرار گرفتن این دو اظهارنظر در کنار یکدیگر، فارغ از اختلافات سیاسی و فکری میان گویندگان آنها، یک نقطه مشترک مهم را آشکار میکند: «قدرت یک کشور فقط آن چیزی نیست که در تجهیزات نظامی و ظرفیتهای سخت آن قابل اندازهگیری است، بخشی از قدرت واقعی کشور در میزان اعتماد، امید، رضایت و همراهی مردم نهفته است.»
قدرت نظامی بدون پشتوانه اجتماعی کافی نیست
هیچ کشوری نمیتواند اهمیت قدرت نظامی و بازدارندگی را نادیده بگیرد. در جهان پرتنش امروز، توان دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی یک ضرورت است. کشوری که نتواند از خود دفاع کند، در برابر تهدیدهای خارجی آسیبپذیر خواهد بود. اما در عین حال، قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند همه مؤلفههای قدرت ملی را تشکیل دهد.
یک کشور قدرتمند، علاوه بر ارتش و تجهیزات دفاعی، به اقتصاد قدرتمند، نیروی انسانی توانمند، جامعه امیدوار و سرمایه اجتماعی نیاز دارد. قدرت نظامی میتواند تهدید …












