
گروه اجتماعی – سعید تهرانی: حالا رئیس سازمان غذا و دارو از وضعیتی سخن میگوید که نشان میدهد، این زنجیره در شرایط جنگ و تحریم با فشار سنگینی مواجه شده است. برخی داروهای حیاتی از مسیرهای جایگزین و با هزینهای هفت تا هشت برابر قیمت معمول تأمین میشوند و هزینه حمل یک کانتینر دارویی نیز در برخی موارد از دو تا سه هزار دلار به ۳۰ هزار دلار رسیده و آن هم در شرایطی که هزینه حمل با ارز آزاد پرداخت میشود و ارز ترجیحی شامل این هزینه نیست.
این اعداد فقط چند رقم در یک نشست خبری نیستند. پشت هر کدام از آنها، بیمارانی هستند که برای ادامه درمان خود ممکن است به همان دارویی وابسته باشند که اکنون چندین برابر گرانتر به کشور میرسد.
آیا رئیس سازمان با زبان بی زبانی می خواهد بگوید " یا مریض نشوید یا اگر شدید و نیاز به دارو پیدا کردید، بمیرید؟
اگر این افزایش کاملاً ناشی از شرایط بینالمللی و جنگ باشد، باز هم افزایش ده برابری هزینه حمل، عدد کوچکی نیست که بتوان از کنار آن گذشت.
نباید فراموش کرد که دارو با کالاهای عادی تفاوت دارد. اگر واردات یک کالای مصرفی چند روز یا چند هفته عقب بیفتد، ممکن است مصرفکننده بتواند خرید خود را به زمان دیگری موکول کند، اما بیمار مبتلا به بیماری مزمن یا بیماری خاص نمیتواند مصرف دارو را تا زمانی که هزینه حمل کاهش پیدا کند، به تعویق بیندازد.
بیمار نه در تعیین نرخ ارز نقشی دارد، نه در تحریمها تصمیمگیر است. نه مسئول افزایش هزینه حملونقل است و نه در پرداخت دیرهنگام مطالبات بیمهای نقشی دارد. با این حال، اگر تمام این مشکلات در نهایت به افزایش قیمت دارو، کاهش پوشش بیمهای یا دشوار شدن دسترسی منجر شود، باز هم این بیمار است که باید هزینه نهایی را بپردازد.
تامین برخی داروهای حیاتی با قیمت 8 برابری
وقتی رئیس سازمان غذا و دارو از تأمین برخی داروهای حیاتی با قیمت هفت تا هشت برابر قیمت معمول سخن میگوید، یعنی دارو در نهایت به کشور رسیده است. این دارو با چه هزینهای به دست بیمار میرسد و چه کسی هزینه اختلال ها و شکنندگی زنجیره تأمین را پرداخت میکند؟








