
گروه فرهنگی- هدیه گلمحمدی: «اودیسه» در نگاه اول با همان امضای آشنای نولان پیش میرود: مقیاس عظیم، ریتم حسابشده، تصویرهایی که میخواهند هم تماشاگر را خیره کنند و هم او را درگیر یک معمای عاطفی نگه دارند. اما تفاوت مهم اینجاست که اسطوره، برخلاف جهانهای سرد و مهندسیشدهی برخی آثار قبلی نولان، ظرفیت بیشتری برای شعر، اغراق و شور دارد. فیلم هرجا که به این جنبه نزدیک میشود، نفس میکشد؛ و هرجا بیش از حد در حسابگری فرمی فرو میرود، از گرمای انسانیاش فاصله میگیرد. حضور زندایا از نکات مهم فیلم است. او در کنار ستارههای پرشمار پروژه، نقش عنصر تعادل را بازی میکند؛ حضوری که میتواند هم لطافت احساسی به فیلم بدهد و هم از سنگینی جهان مردانه و قهرمانمحور آن بکاهد. زندایا از آن دست بازیگرهایی است که حتی در قابهای بزرگ هم میتواند نوعی سکوتِ پرمعنا ایجاد کند؛ سکوتی که برای فیلمی مثل «اودیسه» غنیمت است.
بزرگترین دستاورد فیلم، بیتردید، مقیاس بصری و اصرار بر تجربهی سینمایی است. اینکه فیلم بهطور کامل با IMAX 70mm ساخته شده، فقط یک تصمیم فنی نیست؛ بخشی از ایدئولوژی فیلم است. نولان میخواهد «اودیسه» را نه صرفاً ببینیم، بلکه در آن غرق شویم. با این حال، چنین عظمت تصویری همیشه تضمینکنندهی عمق نیست. اگر فیلم بتواند میان شکوه بیرونی و ضربان درونی تعادل برقرار کند، به اثری ماندگار تبدیل میشود؛ و اگر نه، به نمایش پرزرقوبرقی از اسطورهای دوردست فرو میکاهد.
نولان در بهترین لحظاتش نشان میدهد که هنوز به سینما بهعنوان تجربهای جمعی و باشکوه ایمان دارد. «اودیسه» هم از همین ایمان تغذیه میکند. فیلمی است دربارهی بازگشت، اما در سطحی عمیقتر، دربارهی این پرسش است که آیا انسان امروز هنوز میتواند معنای قهرمانی، وفاداری و خانه را بفهمد یا نه.
«مت دیمون» در نقش اودیسئوس تصویری متفاوت از یک قهرمان اسطورهای ارائه میدهد. او پادشاهی شکستناپذیر و بینقص نیست؛ …








