
دیدارنیوز _ حسن بهشتیپور:
مقدمه
توافق دفاعی مشترک عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه به امضا رسید، در نگاه نخست یک توافق امنیتی میان سه کشور مهم جهان اسلام است؛ اما اهمیت آن شاید فراتر از مفاد مستقیم توافق باشد. پرسش اصلی این تحلیل آن است که آیا توافق مکه را باید صرفاً یک پیمان دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست، یا آن را میتوان نشانهای از تلاش سه قدرت منطقهای برای ایفای نقش مؤثرتر در نظم امنیتی در حال شکلگیری در جنوب و غرب آسیا تلقی کرد؟
در این تحلیل، ابتدا با استفاده از رئالیسم ساختاری، تغییرات محیط بینالمللی و منطقهای بررسی میشود و سپس با استفاده از تحلیل وابستگی به مسیر، توضیح داده میشود که چرا سه کشور در این مقطع، با وجود اختلافات و مسیرهای تاریخی متفاوت، به سمت ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک حرکت کردهاند.
الف: تغییر ساختار نظام بینالملل
۱. گذار از نظم مسلط به محیطی با توزیع پراکندهتر قدرت
یکی از ویژگیهای مهم محیط بینالمللی کنونی، افزایش عدم قطعیت درباره شکل نظم آینده است. جنگ روسیه و اوکراین، جنگ غزه و سپس جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، همراه با بحران امنیت انرژی و اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت، نشان دادهاند که ترتیبات امنیتی موجود با فشارهای جدیدی مواجه شدهاند.
در مورد خاورمیانه، بستهشدن یا اختلال شدید در تردد از تنگه هرمز، اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه را فراتر از مسائل امنیتی محلی برده است. تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز را عبور میداد و حدود ۸۰ درصد این جریان به آسیا میرفت؛ بنابراین هرگونه اختلال پایدار در آن، پیامدهایی فراتر از خلیج فارس دارد.
از این منظر، خاورمیانه نه فقط یک منطقه بحرانی، بلکه یکی از گرههای اصلی امنیت انرژی، تجارت و رقابت قدرتها در نظم در حال گذار است.
۲. تضعیف انحصار ترتیبات امنیتی سنتی
از منظر رئالیسم ساختاری، دولتها در شرایط نااطمینانی نمیتوانند صرفاً به تضمینهای یک قدرت خارجی وابسته بمانند. توافق مکه را میتوان در چنین چارچوبی به عنوان بخشی از تلاش برای تنوعبخشی به ترتیبات امنیتی تفسیر کرد. گزارشهای اخیر درباره توافق نیز آن را در چارچوب …





