
دیدارنیوز _ مجید حسینی:
این نقد، آمارهای نیلی و هشدار او درباره امکان فروپاشی را انکار نمیکند. موضوع، دستور زبان علّی روایت اوست: خسارتها دیده میشوند، اما انباشت، طبقه، سازوکارهای تصرف و مسئولیت شبکه سیاستگذاری از تصویر حذف میشوند.
مقدمه
روایت اخیر مسعود نیلی از اقتصاد ایران پس از سال ۱۳۹۷، در سطح توصیف شدت بحران واجد اهمیت است. افزایش چنددهبرابری نرخ ارز، جهش سطح عمومی قیمتها و قیمت مواد غذایی، کاهش درآمد سرانه، گسترش فقر، سقوط اشتغال زنان و ناتوانی اقتصاد در جذب جمعیت جدید در سن کار، اعدادی واقعی و هشداردهندهاند. نیلی همچنین بهدرستی سال ۱۳۹۷ را نقطه عطفی میداند که در آن تحریم، سقوط سرمایهگذاری و ناترازیهای پیشین به بحرانی پایدار تبدیل شدند. [۱]نقد این روایت، انکار آمارها یا نفی امکان فروپاشی نیست. موضوع، دستور زبان علّیای است که اعداد در آن قرار گرفتهاند. در این دستور زبان، تحریم به اقتصاد ضربه میزند، ناترازیها تشدید میشوند، دولت برای کنترل بحران مداخله میکند و مداخله وابستگی و انسداد تازهای میسازد. اما پرسش اصلی بیپاسخ میماند: در هر مرحله چه کسانی منابع، اعتبار، ارز، انرژی، زمین، انحصار و دارایی عمومی را تصاحب کردهاند و چگونه همین تصاحب به قدرت سیاسی و سازمانی تازه تبدیل شده است؟
ائتلاف هژمونیک در این یادداشت نام یک سازمان مخفی و متضمن ادعای فساد شخصی نیست. این اصطلاح در معنای گرامشی، به شبکهای از نیروهای اقتصادی، سیاسی، بوروکراتیک و فکری اشاره دارد که یک نظم را از طریق توزیع منابع و تولید فهم متعارف بازتولید میکنند.
حلقه نیلی از این حیث جزئی از این ائتلاف است که منافع خاص را به زبان جهانشمول «علم اقتصاد» ترجمه میکند و نقش ذینفعان و سیاستگذاران را پشت مفاهیمی مانند ناترازی، مداخله، وابستگی و خطای دولت پنهان میسازد. این داوری درباره کارکرد عینی یک دستگاه فکری و سیاستی است، نه درباره انگیزه شخصی افراد.
۱. گزینش دادهها: نمایش خسارت بدون حساب تصرف
اعداد نیلی عمدتاً نشان میدهند جامعه چه مقدار از دست داده است؛ اما نشان نمیدهند آنچه از دست رفته به کجا منتقل شده و چه کسانی در دل بحران بر دارایی و امتیاز خود افزودهاند.
شاخصهای اصلی روایت نیلی تورم، فقر، کاهش درآمد سرانه، سقوط اشتغال …











