
هفت صبح| نهم اردیبهشت سال قبل زن میانسالی سراسیمه خودش را به کلانتری رساند و با طرح ادعایی عجیب از ماموران تقاضای کمک کرد. این زن گفت:«ساعتی قبل همسرم و پسرش در حمام خانهمان واقع در محله کریمخان با یکدیگر درگیر شدند و من سر و صدای دعوای آنها را میشنیدم. هر قدر به در کوبیدم و التماس کردم پسرخواندهام به نام مهرداد در را باز نمیکرد.
او در را از داخل قفل کرده بود. بعد از چند دقیقه سر و صدای آنها قطع شد و حالا این سکوت برای من وحشتبرانگیزتر شد چون مطمئنم اتفاق ناگواری رخ داده است.» با این اظهارات،ماموران پلیس به همراه زن وارد خانهاش شدند و با جسد غرق در خون شوهر 70 ساله این زن مواجه شدند که کف حمام افتاده بود.پدر مهرداد بر اثر وارد آمدن ضربات شدید به سرش جان باخته بود.مهرداد نیز با دستان خونین هنوز در خانه حضور داشت که فورا به او دستبند زده و راهی بازداشتگاه شد.
تحقیقات ابتدایی
متهم در برخورد با ماموران جنایی تنها چند جمله کوتاه بیان کرد.او گفت:«هیچ چیزی از حادثه یادم نیست.فقط به یاد دارم که صبحانه کلهپاچه خوردم اما نمیدانم ناهار و شام چه خوردم.تنها چیزی که یادم هست این است که همه جا پر از خون بود.»
در حالی که به نظر میرسید متهم حال روحی مساعدی ندارد با دستور قضایی تحت معاینات کارشناسان پزشکی قانونی قرار گرفت تا سلامت روان او بررسی شود.در نتیجه معاینات انجام شده مشخص شد که مهرداد ۴۵ ساله مبتلا به اختلاال روانی پارانوئید،هذیان گویی و فاقد اختیار در اعمال خود است.به این ترتیب متهم با دستور قضایی در بیمارستان روانی بهزیستی بستری شده و تحت مراقبت قرار گرفت.
در همین حال نزدیکان او برای روشن شدن ابعاد پنهان جنایت تحت تحقیقات قرار گرفتند. اظهارات نامادری
نامادری مهرداد به عنوان اولین کسی که موضوع درگیری را به پلیس اطلاع داد، در جریان تحقیقات به تیم جنایی گفت:«من همسر دوم متوفی هستم و مهرداد پسر بزرگ او از همسر اولش است.او 25 سال قبل به آمریکا مهاجرت کرده بود و مدتی قبل به ایران بازگشت.ابتدا نزد مادرش رفت و با او زندگی میکرد اما بین آنها دلخوری پیش آمد و مهرداد به خانه ما آمد تا اینکه یک روز وقتی من در خانه نبودم برادر کوچک مهرداد به نام بهزاد با من تماس گرفت و مهرداد با من دعوا کرده و به قصد کشت من …












