
هفت صبح، ملک میرمهدی| محمد حیدری را شاید بهتر باشد میان فاصله دو نت جستوجو کرد. جایی میان ردیفهای قدیمی و ترانهای که قرار بود مردم زیر لب زمزمه کنند. او موسیقی ایرانی را خوب میشناخت، با ظرایف دستگاهها بزرگ شده بود و سنتور برایش یک ساز معمولی نبود. با این همه، گوشش را روی صدای زمانه نبست. همین ویژگی حیدری را به یکی از چهرههای مهم تاریخ ترانه ایرانی تبدیل کرد.
آهنگسازی که میتوانست ریشه را حفظ کند و شاخه را به هوای تازه بسپارد. سوم شهریور، سالروز خاموشی مردی است که بسیاری نامش را کمتر از ترانههایش شنیدهاند، اما ملودیهایش سالهاست بخشی از حافظه ایرانی شدهاند. «سوغاتی»، «بهار بهار»، «بیا بنویسیم»، «صبحت بخیر عزیزم» و «دل من» تنها چند ایستگاه شناختهشده کارنامهای هستند که گستره آن، چند نسل از خوانندگان موسیقی ایران را دربرمیگیرد. حیدری دوم دی ۱۳۱۶ در تهران متولد شد و سوم شهریور ۱۳۹۵ در کالیفرنیا درگذشت.
مضرابی که زود جدی شد
سیزده سال داشت که سنتور وارد زندگیاش شد. شاگرد ابوالحسن صبا شد و بعدتر نزد عبدالله دوامی و محمد ایرانی مجرد نیز ردیف و موسیقی ایرانی را آموخت. استعدادش آنقدر جدی بود که خیلی زود پایش به فضای حرفهای باز شد. سال ۱۳۳۴ با ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به سرپرستی صبا همکاری کرد و چند سال بعد حضورش در ارکسترها، رادیو و محیط آموزشی موسیقی گستردهتر شد.
از سال ۱۳۴۰ نیز در هنرستان موسیقی ملی و کلاسهای شبانه آن تدریس میکرد. حیدری در همان سالها یک انتخاب مهم کرد. قرار نبود دانش ردیف برایش به دیواری پیرامون موسیقی تبدیل شود. او فهمیده بود جامعه شهری ایران در حال تغییر است و گوش مخاطب، رنگآمیزی تازهای طلب میکند. ملودی ایرانی هنوز میتوانست مرکز اثر بماند، اما ارکستر باید پرتر، چندلایهتر و هماهنگ با زبان تازه ترانه باشد.
سنتور کنار سازهای مدرن
راز بخش بزرگی از جذابیت آثار حیدری همینجاست. موسیقی او میان دو جهان معلق نماند. عناصر موسیقی دستگاهی در ملودیهایش جریان داشتند، اما تنظیم میتوانست سراغ امکانات موسیقی روز برود. خودش نیز در گفتوگوهایش توضیح داده …











