
هفت صبح| زمستان سال 1401 در یکی از کوچههای خلوت محله یوسفآباد جسد مرد جوانی به نام حامد کشف شد. اهالی محل موقع عبور از کوچه متوجه پیکر غرق در خون حامد شده بودند که روی زمین افتاده بود و شدت جراحات وارد شده به حامد به حدی زیاد بود که او پیش از رسیدن به بیمارستان فوت کرد. به این ترتیب رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شد و کارآگاهان پلیس به همراه بازپرس ویژه قتل برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شدند. در اولین قدم از تحقیقات با توجه به مدارک هویتی که همراه مقتول بود مشخص شد او کارمند یکی از بانکهای دولتی بوده است.
راز جنایت
با احراز هویت مقتول، همسر جوان او تحت تحقیقات قرار گرفت و در برخورد ابتدایی با ماموران گفت:«همسرم کارمند بانک بود و از بعدازظهر تا شب وقت خالی داشت. ما فرزند نداشتیم اما چند وقت قبل از حادثه با همدیگر مشورت کردیم و قرار شد برای اینکه بتوانیم پول بیشتری پس انداز کنیم و کمک هزینهای برای زندگی و آیندهمان داشته باشیم؛ همسرم عصرها یکی دو ساعت به عنوان پیک موتوری با موتورسیکلت خود کار میکرد.»
همسر مقتول ادامه داد:«مدت زمان زیادی نبود که شوهرم مشغول کار دوم شده بود. شب حادثه وقتی دیر کرد چند بار با او تماس گرفتم و جواب نداد تا اینکه پلیس با من تماس گرفت و متوجه شدم که او فوت کرده است.»
…












