
پگاه دوستی روانشناس کودک و نوجوان در این باره گفت: گوشهگیری و خجالتی بودن کودکان و نوجوانان ممکن است در نگاه اول با هم اشتباه گرفته شوند، در حالی که تفاوت مهمی دارند. خجالتی بودن بیشتر یک ویژگی شخصیتی است؛ یعنی کودک در موقعیتهای جدید یا در برخورد با افراد ناآشنا ممکن است کمی مضطرب باشد، اما اگر احساس امنیت کند، کمکم وارد تعامل میشود و از ارتباط لذت میبرد. این در حالیست که گوشهگیری بیشتر یک الگوی رفتاری است؛ یعنی کودک یا نوجوان بهطور مداوم از ارتباط با همسالان، فعالیتهای گروهی یا حتی گاهی اعضای خانواده فاصله میگیرد و این موضوع میتواند روی رشد اجتماعی، تحصیلی و حتی سلامت روان او اثر بگذارد.وی درباره ریشههای اصلی گوشهگیری در کودکان و نوجوانان، اظهار کرد: معمولا گوشهگیری فقط یک علت ندارد و حاصل عوامل مختلف است. گاهی خلقوخوی کودک از ابتدا آرامتر است، اما عواملی مثل اضطراب، تجربه طردشدن یا زورگویی در مدرسه، اعتمادبهنفس پایین، تعارضهای خانوادگی، سبکهای فرزندپروری بسیار کنترلگر یا برعکس بیتوجهی به فرزندان، جابهجایی مدرسه یا شهر و حتی بعضی اختلالات مانند اضطراب اجتماعی، افسردگی یا اختلال طیف اوتیسم هم میتوانند در ایجاد یا تشدید آن نقش داشته باشند.
به گفته وی، از نظر سنی، در سالهای اول زندگی طبیعی است که کودک در برابر غریبهها خجالتی باشد، اما اگر بعد از حدود ۴ تا ۵ سالگی همچنان نتواند با همسالان ارتباط برقرار کند یا در سنین مدرسه به طور مداوم از تعامل اجتماعی اجتناب کند و این روند چند ماه ادامه داشته باشد، بهتر است ارزیابی تخصصی برای این فرزند انجام شود. در نوجوانی هم اگر انزوا به تدریج بیشتر شود، نباید آن را صرفا به حساب ویژگیهای دوره نوجوانی گذاشت.
دوستی به علائم گوشهگیری در کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: زمانی گوشهگیری در کودکان و نوجوانان نگرانکننده میشود که پایدار باشد و فقط به یک موقعیت خاص محدود نشود. مثلا کودک در مدرسه، در جمع خانواده و در مهمانیها تمایلی به ارتباط نداشته باشد که این رفتار با علائمی مثل افت تحصیلی، کاهش علاقه به بازی یا فعالیتهایی که قبلا دوست داشته، اضطراب شدید هنگام حضور در جمع، غمگینی طولانی مدت، تحریکپذیری، اختلال خواب یا اشتها، شکایتهای جسمانی مکرر مثل دلدرد و سردرد …








