
اقتصاد پس از یک دوره طولانی فشار، شبیه بنگاهی نیست که فقط چند روز تعطیل بوده و با باز شدن درها به شرایط قبلی برگردد. خانوارها پسانداز مصرف کردهاند، شرکتها سرمایهگذاری را عقب انداختهاند، برخی بدهی بیشتری ساختهاند، بازارها تغییر کردهاند و انتظارات مردم نسبت به آینده نیز آسیب دیده است. بنابراین حتی اگر فرض کنیم فضای بیرونی یکشبه آرام شود، ترمیم این آسیبها زمان میخواهد.در اقتصاد مفهومی به نام ترمیم ترازنامه وجود دارد. وقتی خانوار یا بنگاه در یک دوره بحرانی بخشی از ذخایر خود را از دست میدهد یا بدهی بیشتری ایجاد میکند، اولین واکنش او پس از آرام شدن شرایط الزاماً مصرف و سرمایهگذاری بیشتر نیست. برعکس، ممکن است مدتی تلاش کند وضعیت مالی خود را بازسازی کند. خانوادهای که پساندازش را برای هزینههای زندگی مصرف کرده، بعد از آرام شدن شرایط ابتدا به فکر دوباره ساختن همان ذخیره است. شرکتی که برای ادامه فعالیت بدهکار شده، احتمالاً پیش از خرید ماشینآلات جدید، بدهیهای قبلی را سامان میدهد.این یعنی حتی خبر خوب هم ممکن است فوراً به رونق تبدیل نشود.مسئله دیگری نیز وجود دارد که میتوان آن را وابستگی به مسیر یا Path Dependence نامید. اقتصاد همیشه به نقطهای که قبلاً در آن بوده بازنمیگردد. تصمیمهای امروز مسیر فردا را تغییر میدهند. اگر یک تولیدکننده بازار صادراتی خود را از دست داده باشد، ممکن است رقیب خارجی جای او را گرفته باشد. اگر یک نیروی متخصص مهاجرت کرده باشد، بازگشت او قطعی نیست. اگر یک بنگاه چند سال سرمایهگذاری نکرده باشد، فاصله فناوری آن با رقبا در همان نقطه متوقف نمانده است.به همین دلیل نباید منتظر باشیم با کاهش تنش، عقربه اقتصاد به عقب برگردد و همهچیز دقیقاً از همان جایی ادامه پیدا کند که متوقف شده بود.حتی تورم نیز چنین رفتاری دارد. قیمتها حافظه دارند. کاهش یک ریسک لزوماً به معنای برگشت عمومی قیمتها نیست. بخشی از هزینهها در دستمزد، اجاره، قرارداد، مواد اولیه و ساختار قیمت بنگاه تثبیت شده است. ممکن است سرعت افزایش قیمتها کاهش پیدا کند، اما این با ارزان شدن زندگی تفاوت دارد. مردمی که سالها قدرت خرید از دست دادهاند، بیش از کاهش نرخ رشد قیمتها به بازسازی درآمد واقعی خود نیاز دارند.همین نکته درباره اعتماد نیز صادق است. اعتماد اقتصادی کلیدی نیست که یک مقام …












