بالاخره در یک مورد سریعتر از پیشبینیها به جلو حرکت کردیم. به نظرم برای شروع بد نیست. باید روی جنبههای مثبت قضیه زوم کنید و بالاخره از این هم یک دستاورد درست کنید. حیف است تهدید پیش رو را به فرصت تبدیل نکنید و بهراحتی از کنارش بگذرید.
به نظرمان بروید در بحث تجربه، پیر خردمند، آنچه پیر در خشت خام میبیند و این حرفها. بعد بگویید کاری کردید که از این به بعد تجربهی کشور چند پله بالا برود و دیگر هیچ اتفاقی بر اثر خامی و بیتجربگی رخ ندهد. مطالب پیشنهادی مافیای وطنی ۱۴۰۲/۱۰/۱۷ موافقت با تسهیل بازگشت ارز صادرات به چرخه اقتصاد ۱۴۰۱/۰۹/۰۱
مثلاً میتوانید بگویید چند صباح دیگر، آمار تصادفها بر اثر سرعت زیاد و لاییکشیدنها پایین میآید، چون جمعیت آنقدر سالخورده میشوند که دیگر حال رانندگی ندارند چه رسد بهسرعت و هیجان و…
ممکن است جمیعت آنقدر پیر شوند که در مترو و بیآرتی کسی نماند از روی صندلی بلند شود تا یک سالمند بنشیند، سر نشستن مجبور شوند شناسنامه یا کارت ملی رو کنند، ببینند کدام پیرتر هستند و حقتقدم با چه کسی است؟
این هم در نوع خود دستاورد بهحساب میآید. پیری عصاکش پیر دگر میشود، جمعیت سالمندان همدلی و همیاری را بیشتر از قبل انجام میدهند. اصلاً کاراییشان بیشتر میشود و دیگر خود را بازنشسته و بیکار بهحساب نمیآورند. دوباره بعد از شصتسالگی وارد بازار کار میشوند و هر وقت باتری زندگیشان به پتپت افتاد، آن را از جا درمیآورند، میاندازند در آب جوش، کمی گرمش میکنند و دوباره جا میزنند و برای یک مدت دیگر هم کار میکنند.
حتی ممکن است جناب عزرائیل هم دیگر رویش نشود دنبال این جماعت بیاید، گوشهای بنشیند و حتی گاهی کمکشان کند که از پس زندگی و مخارج برآیند.
مثلاً اگر خودروی پنجاهسالهشان وسط راه خاموش شد، یک فوت کند و روشن شود. یا اگر بین کارکردنهای شبانهروزی قلبشان گرفت، عملیات احیا را بهسرعت انجام دهد و حتی تنفس دهانبهدهان را هم در برنامه بیاورد تا فرد موردنظر باز زنده شود، باز کار کند و باز پیرتر شود و… تگ هاسرمقاله طنز









