
سهام عدالت از مهمترین طرحهایی است که با هدف گسترش مالکیت عمومی و مشارکت اقشار مختلف جامعه در اقتصاد کشور شکل گرفت، اما تحقق کامل این هدف نیازمند آن است که مردم علاوه بر برخورداری از منافع مالی سهام، در مدیریت دارایی خود نیز نقش واقعی داشته باشند. آزادسازی سهام عدالت از سوی دولت و واگذاری مستقیم مدیریت پرتفوی به صاحبان آن، میتواند گامی اساسی برای تبدیل مالکیت اسمی به مالکیت واقعی باشد. در این شرایط، سهامداران میتوانند ضمن بهرهمندی از سود سالیانه، درباره نحوه مدیریت دارایی خود نیز نقشآفرینی کنند و از حالت صرفاً دریافتکننده منافع یک دارایی خارج شده و به سهامداری فعال در اقتصاد کشور تبدیل شوند.
یکی از مهمترین آثار واگذاری مدیریت سهام عدالت به مردم، بازگشت شفافیت به موضوع کرسیهای مدیریتی شرکتهای سرمایهپذیر است. زمانی که مدیریت سبد سهام عدالت از حالت متمرکز و غیرمستقیم خارج شود و صاحبان واقعی سهام در تعیین نمایندگان و مدیران نقش داشته باشند، امکان مطالبهگری درباره عملکرد مدیران نیز افزایش پیدا میکند. در واقع، مدیریت شرکتهایی که بخشی از مالکیت آنها متعلق به میلیونها سهامدار سهام عدالت است، باید در برابر همین صاحبان دارایی پاسخگو باشد. مشارکت مستقیم مردم میتواند زمینه را برای شفافتر شدن فرآیند انتخاب مدیران، کاهش تصمیمگیریهای غیرشفاف و تقویت نظارت سهامداران بر عملکرد شرکتها فراهم کند.
از سوی دیگر، مردمی شدن مدیریت سهام عدالت میتواند در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی نیز اثرگذار باشد. یکی از الزامات اقتصاد مقاومتی، افزایش مشارکت مردم در فعالیتهای اقتصادی و استفاده از ظرفیت سرمایههای خرد و عمومی برای تقویت تولید و بنگاههای اقتصادی است. سهام عدالت ظرفیت بزرگی برای تحقق این هدف دارد، مشروط بر اینکه مردم در جایگاه واقعی صاحبان سرمایه قرار بگیرند. وقتی میلیونها سهامدار نسبت به دارایی خود احساس مسئولیت و اختیار داشته باشند، زمینه برای افزایش مطالبهگری، نظارت عمومی و توجه بیشتر به سودآوری و بهرهوری شرکتهای سرمایهپذیر فراهم خواهد شد و این موضوع میتواند به تقویت بنگاههای اقتصادی و افزایش کارآمدی سرمایههای …









