
|پیام ما | سالهاست وقتی از دماوند حرف میزنیم، دو تصویر متفاوت پیش چشم ما قرار میگیرد؛ یک تصویر، همان قله سپید و باشکوهی است که از اسطوره و ادبیات تا حافظه جمعی ایرانیان امتداد پیدا کرده و تصویر دیگر، دامنهای است که زیر فشار معدن، جاده، زباله، ساختوساز و حضور بیضابطه انسان آرامآرام تغییر شکل داده است. فاصله میان این دو تصویر، شاید همان مسئله اصلی دماوند باشد؛ کوهی که در ذهن ما نماد استواری است، اما در واقعیت برای حفاظت از آن هنوز باید با مجموعهای از تعارضهای مدیریتی و بهرهبرداری دستوپنجه نرم کرد.
حالا خبر توقف فعالیت معادن در ارتفاعات بالاتر از ۱۷۰۰ متر، از این جهت اهمیت دارد که یکی از همین تعارضهای قدیمی را هدف گرفته است. سازمان منابع طبیعی اعلام کرده فعالیت معادن موجود در این محدوده متوقف شده و برای معدن جدید یا احداث راه دسترسی تازه نیز مجوزی صادر نخواهد شد. در نگاه نخست، این تصمیم را میتوان یک خبر اداری یا بخشی از روند آمادهسازی پرونده ثبت جهانی دماوند دانست؛ اما مسئله کمی فراتر از این است. پرسش مهم این است که آیا نگاه ما به دماوند واقعاً تغییر کرده یا فقط یکی از موانع پروندهای که قرار است روی میز یونسکو قرار گیرد، کنار رفته است؟
ثبت جهانی دماوند بدون تردید اتفاق مهمی است. قرار گرفتن این کوه در فهرست میراث جهانی میتواند توجه عمومی، تعهد نهادهای مسئول و حساسیت نسبت به حفاظت از آن را افزایش دهد. فعالیت معدنی نیز یکی از موانع جدی این مسیر بوده است. بنابراین توقف معدنکاری در ارتفاعات بالا را نمیتوان دستکم گرفت. معدن فقط به معنای برداشت سنگ یا مواد معدنی نیست. هر معدن به جاده نیاز دارد، ماشینآلات وارد عرصه میکند، سیمای طبیعی را تغییر میدهد و دامنه مداخله انسانی را تا مناطقی گسترش میدهد که گاهی امکان بازگرداندن آنها به وضعیت پیشین بسیار دشوار است.
از همین منظر، ممنوعیت ایجاد راه دسترسی جدید شاید به اندازه توقف خود معادن اهمیت داشته باشد. تجربه بسیاری از مناطق طبیعی نشان داده است که جاده، آغاز یک زنجیره از مداخلات بعدی است. راه که باز شد، دسترسی آسانتر میشود؛ بعد پای خودرو، ساختوساز، گردشگری نامتوازن و فعالیتهای اقتصادی بیشتر به عرصه باز میشود. در زیستبومهای حساس کوهستانی، گاهی یک جاده کوچک میتواند مقدمه تغییراتی بسیار …












