قیمت طلا امروز




 روزنامه پیام ما / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

حرفه‌ها جنسیت ندارند

ورود زنان به مشاغلی مانند مکانیکی نیازمند مقابله با کلیشه‌های جنسیتی، نابرابری دستمزد و آزارهای محیط کار برای دستیابی به عدالت شغلی و توسعه اجتماعی است.
 حرفه‌ها جنسیت ندارند

پژوهش‌های مطالعات جنسیت و کار نشان می‌دهد این تبعیض فقط در شکاف دستمزد یا نابرابری فرصت‌های شغلی خلاصه نمی‌شود و در قالب بی‌اعتبارسازی تخصص، قضاوت‌های جنسیتی، ناامنی شغلی، آزار کلامی و جنسی و نظارت بر بدن و ظاهر زنان نیز بازتولید می‌شود.

مکانیکی از جمله حرفه‌هایی است که همچنان در تصور اجتماعی، حرفه‌ای مردانه قلمداد می‌شود. در ذهنیت عمومی، این شغل با تصویر مردانه، نیروی بدنی و مهارت فنی پیوند خورده است؛ ازاین‌رو، حضور یک زن در تعمیرگاه، پیش از آنکه بر مبنای دانش و تخصص او ارزیابی شود، در معرض انگاره‌ای جنسیت‌زده قرار می‌گیرد که شایستگی زنان برای فعالیت در این حرفه را محل تردید می‌داند. دختر را چه به مکانیکی؟

«رخساره سلطانی»، دختر ۲۲ساله‌ای که نزدیک به سه سال است به‌عنوان مکانیک و کارشناس فنی خودرو فعالیت می‌کند، یکی از زنانی است که پاسخ این پرسش را با تجربه زیسته خود می‌دهد؛ تجربه‌ای که از علاقه به کار آغاز شده و در مسیر خود با مقاومت‌های فرهنگی، موانع شغلی و تلاش برای به‌رسمیت شناخته شدن در محیطی مواجه بوده است که در تصور اجتماعی مسلط، فضایی مردانه تلقی می‌شود.

او در دبیرستان رشته ریاضی‌فیزیک خوانده و اکنون دانشجوی رشته علم اطلاعات در «دانشگاه قم» است. نزدیک به کنکور، تصمیم گرفت مسیر دیگری را نیز دنبال کند؛ مسیری که از علاقه‌ای قدیمی به یادگیری و کار کردن آغاز شده بود. «دو ماه مانده به کنکور تصمیم گرفتم مکانیک بشوم. شروع کردم به پرس‌وجو کردن که ببینم اصلاً جایی هست که قبول کنند به یک دختر آموزش بدهند و حاضر باشند بروم کنار دستشان کار کنم؟»

خانه آن‌ها نزدیک مکانیکی‌های محله بود. «اول با مامانم رفتیم از آن‌ها سؤال پرسیدیم. اما چیزی که مدام می‌شنیدم این بود که این محیط مناسب دخترها نیست، دختر را چه به این کارها، برو درست را بخوان یا برو سراغ آرایشگری.» اما این واکنش‌ها باعث نشد مسیرش را تغییر دهد. «با همه این حرف‌ها ناامید نشدم. اتفاقاً بیشتر انگیزه گرفتم که دنبال همین کار بروم، چون واقعاً دوستش داشتم. به خودم گفتم من این کار را باید یاد بگیرم.» پس از مراجعه به چندین تعمیرگاه، سرانجام یکی از مکانیک‌های محله او را به مجموعه‌ای معرفی کرد که پیش از او نیز چند دختر در آن کار کرده بودند. رخساره در ۱۸سالگی وارد تعمیرگاه شد؛ ابتدا به‌عنوان کارآموز، اما با هدفی فراتر از یادگیری یک مهارت فنی و ساختن مسیری برای استقلال.

مسیر ورود او به مکانیکی، ادامه تجربه‌هایی بود که از سال‌های کودکی و نوجوانی با علاقه به کار کردن و مستقل شدن آغاز شده بود. «من از بچگی واقعاً علاقه به کار داشتم و دوست داشتم مستقل بشوم. از کار در رستوران و کافه و شیرینی‌پزی گرفته تا تدریس و آموزش به بچه‌های دبستان، هر کاری که می‌توانستم انجام می‌دادم. حتی وقتی ۱۲ سالم بود، می‌رفتم خانه همکلاسی‌هایم و با آن‌ها ریاضی و علوم کار می‌کردم و پول درمی‌آوردم تا بتوانم بخشی از هزینه‌هایم را خودم تأمین کنم.» در روایت او از مسیر شغلی‌اش، نقش مادر جایگاه ویژه‌ای دارد؛ مادری که یکی از مهم‌ترین حامیان او در مسیر استقلال بود. «مادرم خودش معلم بود و خیلی کمکم کرد تا هم مستقل شوم و هم شغلی داشته باشم. حتی یادم هست در دوران مدرسه می‌گفت مترو سوار شو، برو انقلاب و کتاب‌های درسی‌ات را خودت بگیر. او اولین بار خودش رفت با مکانیک‌های محله صحبت کرد تا من بتوانم بروم و کار یاد بگیرم. شاید اگر آن‌قدر از من حمایت نمی‌کرد و پیگیر این کارم نمی‌شد، من الان مکانیک نبودم.» بااین‌حال، حمایت خانواده به‌تنهایی نمی‌توانست موانع ساختاری مسیر او را از میان بردارد. رخساره پس از ورود به تعمیرگاه، با فضایی مواجه شد که سال‌ها در تصور اجتماعی مسلط، به‌عنوان قلمرویی مردانه بازنمایی شده بود. از بی‌اعتمادی تا تبعیض و آزار محیط کار

او می‌گوید در روزهای اول کار، دشواری اصلی نه یادگیری فنی، بلکه مواجهه با نگاه‌هایی بود که حضورش را در این محیط زیر سؤال می‌بردند. «اوایلش خیلی سخت بود، چون محیط کاملاً مردانه بود و یک‌سری نگاه‌ها واقعاً معذبم می‌کرد.»

امروز رخساره در مجموعه‌ای کار می‌کند که حدود چهل مرد در آن مشغول به کار هستند؛ فضایی که هنوز برای بسیاری، حضور یک زن در آن پذیرفته نیست. به گفته او، بخش زیادی از چالش‌هایش نه از خود کار، بلکه از تردیدی ناشی می‌شود که پیش از مشاهده مهارتش، درباره توانایی او شکل می‌گیرد. «پیش آمده مشتری برای تعمیر ماشینش آمده و چون کارش کم بوده منتظر مانده، اما همین که شروع به کار کرده‌ام، از جایش بلند شده و بالای سرم ایستاده تا ببیند چه کار می‌کنم؛ انگار که اعتماد ندارد بتوانم از پسش بربیایم.»

این تردید گاهی حتی پس از پایان کار نیز ادامه پیدا می‌کند. «گاهی بعد از تمام شدن کار، رفته‌اند پیش صاحب‌کارم و گفته‌اند یک نگاهی خودش بیندازد یا یک مرد آچار بکشد تا خیالشان راحت شود. انگار من زورم نرسیده. درصورتی‌که این یک باور غلط است؛ من هم می‌توانم پیچی را سفت کنم و هم می‌دانم چطور باید این کار را انجام بدهم.» تجربه رخساره نشان می‌دهد برای زنانی که وارد حوزه‌های شغلی خارج از کلیشه‌های جنسیتی می‌شوند، مسئله تنها انجام وظایف حرفه‌ای نیست؛ بلکه دستیابی به همان سطح از اعتماد و اعتبار حرفه‌ای است که در بسیاری از موقعیت‌ها به‌صورت خودکار به مردان نسبت داده می‌شود. رخساره از تجربه‌ای می‌گوید که این نگاه جنسیتی را به‌خوبی نشان می‌دهد. «یک آقایی آمده بود برای مشکل ماشینش. جوری برخورد می‌کرد که انگار خیلی ناراحت است که من دارم ماشینش را درست می‌کنم و با تعجب نگاهم می‌کرد.

موقع حساب‌وکتاب، وقتی داشتم در فاکتور شرح خدمات و مشکلات را می‌نوشتم، اشتباهی در قیمت یکی از اقلام پیش آمد که تقصیر من هم نبود، اما آن آقا برگشت گفت وقتی یک خانم این کار را انجام بدهد معلوم است این‌جوری اشتباه می‌شود.» اما تجربه تبعیض برای او تنها به نگاه مشتریان محدود نبوده است. او موقعیت‌هایی را مثال می‌زند که زن بودنش در محیط کار، زمینه رفتارهای نابرابر و حتی آزارگرانه را فراهم کرده است. تبعیض در پرداخت دستمزد هم مشکلی دیگر است که حتی نیاز اقتصادی زنان نیز با معیارهای جنسیتی سنجیده می‌شود. «اوایل کارم می‌دیدم به همکاری که آقا بود حقوق را سر وقت می‌دهند، چون می‌گفتند او سرپرست خانوار است. اما چون من زن بودم، به خودشان اجازه می‌دادند خیلی با تأخیر حقوق من را پرداخت کنند.» تجربه رخساره نشان می‌دهد تبعیض جنسیتی در بازار کار همیشه با حذف زنان از فرصت‌های شغلی همراه نیست؛ گاهی زنان وارد این فضاها می‌شوند، اما برای دستیابی به اعتماد، امنیت و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حرفه‌ای، مسیر دشوارتری را طی می‌کنند. این فشارها در فضای مجازی نیز ادامه دارد؛ جایی که انتخاب شغلی رخساره با واکنش‌هایی مواجه شده که فراتر از مخالفت ساده است. «در اینستاگرام این مسئله برای من خیلی پررنگ‌تر است. خیلی از پسرها دایرکت و کامنت می‌دهند، حتی با الفاظ بسیار رکیک و فحش‌های جنسی، که چرا من اصلاً این شغل را دارم. بعضی‌ها می‌گویند ما بمیریم هم حاضر نیستیم ماشینمان را بدهیم یک زن تعمیر کند یا حتی دست بزند به ماشینمان.» تبعیض جنسیتی تنها در رفتار دیگران با زنان نمود پیدا نمی‌کند؛ گاهی تکرار مداوم کلیشه‌ها به درونی شدن تصوری منجر می‌شود که زنان نیز توانایی خود را در برخی حوزه‌ها کمتر ارزیابی می‌کنند. رخساره می‌گوید بارها با چنین موقعیت‌هایی روبه‌رو شده است. «آن‌قدر توی جامعه گفته‌اند زن‌ها از مکانیکی چیزی سر درنمی‌آورند که خود زن‌ها هم باورشان شده چیزی نمی‌دانند. یک خانم آمده بود ماشینش را تعمیر کند. وقتی داشتم مشکلات ماشینش را توضیح می‌دادم، گفت من هیچی متوجه نمی‌شوم، بیا با شوهرم صحبت کن.» بااین‌حال، حضور یک زن در این فضا برای برخی مشتریان زن، امکان ارتباط و اعتماد بیشتری ایجاد کرده است. «خیلی از مشتری‌ها هم هستند که تعریف و تمجید می‌کنند. بعضی از مشتری‌های خانم وقتی می‌بینند من اینجا هستم، پیش من می‌آیند، چون با من راحت‌ترند. می‌توانم بگویم برخورد خانم‌ها خیلی بهتر از آقایان است.» کفش و لباس کار مردانه است

یکی از چالش‌های زنان در ورود به مشاغل خارج از کلیشه‌های جنسیتی، این تصور است که برای پذیرفته شدن باید از بخشی از هویت خود فاصله بگیرند؛ گویی حرفه‌ای بودن در این فضاها با فاصله گرفتن از زنانگی تعریف می‌شود. رخساره این نگاه را نمی‌پذیرد. او معتقد است یک زن می‌تواند در محیطی مانند تعمیرگاه فعالیت کند و درعین‌حال، به ظاهر و ویژگی‌های شخصی خود نیز اهمیت بدهد. «من به‌عنوان یک زن، زنانگی و زیبایی را دوست دارم. دوست دارم وقتی کار می‌کنم، تمیز و آراسته هم باشم. خیلی‌ها می‌گویند مگر تو مکانیک نیستی؟ چطور ناخن‌هایت بلنده، لاک می‌زنی و آرایش می‌کنی؟» رخساره حتی در جزئیات محیط کار نیز تلاش می‌کند این تعادل را حفظ کند. «من حتی از کلاه‌ها و اسکارف‌های رنگی استفاده می‌کنم و وقتی لباس کار سفارش می‌دهیم، از آن‌ها می‌خواهم لباس من رنگی باشد.» به گفته او، تصور رایج از یک مکانیک زن هنوز با تصویری کلیشه‌ای همراه است. «خیلی‌ها در فضای مجازی دایرکت می‌دهند که چطور انقدر تمیزی؟ مگر مکانیک نیستی؟ فکر می‌کنند چون این شغل کثیف‌کاری دارد، باید همیشه کثیف باشم و با صورتی خاکی و دست‌های سیاه و روغنی دیده شوم. من همیشه دستکش دستم می‌کنم و از یک محلول مخصوص استفاده می‌کنم که همه سیاهی‌ها را می‌شوید و می‌برد.»

بسیاری از ابزارها و امکانات کاری نیز بر اساس نیازها و بدن مردانه طراحی شده‌اند و زنان ناچارند خود را با ساختاری تطبیق دهند که برای حضور آنان طراحی نشده است. رخساره یکی از این تجربه‌ها را درباره تجهیزات کارش روایت می‌کند. «کفش کار من به خاطر اینکه جلویش آهن است خیلی سنگین است و اصلاً در ایران این کفش‌ها برای سایز پای زن‌ها تولید نمی‌شود. این کفش‌ها از سایز ۴۰ به بالا و مخصوص آقایان است. من مجبورم دو سایز بزرگ‌تر بپوشم و دوتا کفی بیندازم، باز هم پایم داخل کفش لق می‌زند و حین کار اذیتم می‌کند.»

لباس کار نیز شرایط مشابهی دارد. «همین چیزی هم که الان پوشیده‌ام کاملاً مردانه است؛ از سرشانه‌هایش به‌راحتی می‌شود فهمید برای مردها طراحی شده. مجبورم همین‌ها را بپوشم. البته به‌تازگی که لباس کار سفارش دادیم، یک دست هم با الگوی زنانه برایم سفارش داده‌اند.» از رویای یک گاراژ برای خودش تا راهی تازه برای دختران دیگر

تجربه‌های این سال‌ها، رخساره را به مسئولیتی فراتر از شغلش رسانده است. او می‌گوید هدفش از راه‌اندازی صفحه اینستاگرام، علاوه‌بر معرفی کارش، این بوده که می‌خواسته تصویری از امکان حضور زنان در این حرفه را پیش روی دختران دیگری قرار دهد. «خیلی از دخترها درباره این شغل از من سؤال می‌کنند؛ دختری که پدرش مکانیک بوده یا خانمی که بعد از فوت برادرش می‌خواهد گاراژ او را دوباره راه بیندازد. همیشه سعی کرده‌ام راهنمایی‌شان کنم.»

بااین‌حال، درباره آموزش دادن به دیگران با احتیاط صحبت می‌کند. «شاید در آینده به دخترها آموزش بدهم، اما فکر می‌کنم هنوز خیلی زود است و هنوز باید شاگردی کنم و یاد بگیرم.» وقتی از آینده‌اش می‌پرسم، پاسخ او روشن است؛ آینده‌ای که برایش ادامه همین مسیر استقلال است. «می‌خواهم یک روز گاراژ خودم را بزنم و می‌دانم که این کار را می‌کنم.»



۳ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی لذت نمی برند؟ | انصاف نیوز

اختلالات جنسی در ایران بیش از آنچه تصور می‌شود شایع است؛ تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان دچار اختلال نعوظ و حدود یک‌سوم زنان با مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، اختلال در ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی مواجه‌اند. این آمار زنگ خطری است برای نیاز به آموزش‌های جنسی متناسب با فرهنگ کشور و توجه بیشتر مسئولان به سلامت جنسی جامعه.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از International Journal of Preventive Medicine یک مطالعه جدید نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان ایرانی (۵۶ درصد) به اختلال نعوظ مبتلا هستند، و در زنان نیز اختلالات جنسی از جمله کاهش میل جنسی و درد هنگام رابطه جنسی بسیار شایع است.

این بررسی که با جمع‌آوری و تحلیل نتایج ۱۹ مطالعه انجام شده، وضعیت اختلالات جنسی در ایران را بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیقات، بیش از ۲ هزار مرد و ۴ هزار زن مورد مطالعه قرار گرفتند.

نتایج نشان می‌دهد که در زنان ایرانی، حدود ۳۵ درصد از زنان در جامعه عمومی دچار کاهش میل جنسی هستند و این میزان در زنانی که به دنبال درمان بوده‌اند تا ۶۶ درصد افزایش یافته است. همچنین حدود یک‌سوم زنان در هر دو گروه از اختلال در رسیدن به ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی رنج می‌برند.

نتایج کلیدی مطالعه: در مردان، اختلال نعوظ با شیوع حدود ۵۶ درصد، شایع‌ترین اختلال جنسی بود. در زنان، اختلال کمبود میل جنسی (HSDD) در گروه مراجعه‌کنندگان به درمان حدود ۶۶ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۵ درصد گزارش شد. اختلال تحریک جنسی در زنان نیز در گروه درمانی حدود ۶۰ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۴ درصد بود. اختلال اوج لذت جنسی در زنان تقریباً در هر دو گروه حدود ۳۵ درصد شیوع داشت. همچنین، اختلال درد جنسی در زنان، در گروه مراجعه‌کنندگان حدود ۳۵ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۲۰ درصد گزارش شد.

محققان معتقدند که نرخ کلی اختلالات جنسی در ایران مشابه آمار جهانی است، اما میزان اختلال در رسیدن به ارگاسم در زنان ایرانی دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است.

این نتایج نشان‌دهنده نیاز مبرم به برنامه‌های آموزش جنسی متناسب با فرهنگ ایران و همچنین انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه است. کارشناسان تاکید دارند که پرداختن به این موضوعات می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی کمک شایانی کند.

انتهای پیام


۳ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه

به گزارش تجارت نیوز، چندوقتی است صحبت از قانونی‌شدن موتورسواری بانوان جدی‌تر از گذشته شده و خانم‌هایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندین‌ساله آنها بالاخره به‌پایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامد‌های جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخ‌ترین و خسارت‌بار‌ترینشان جان‌باختن موتورسواران زن و خسارت‌های نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامد‌ها و خسارت‌های غیرقابل‌جبران را تحمل می‌کنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کنند.

فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است 

مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع می‌شود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف می‌کند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده می‌شود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سخت‌تر می‌کند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلت‌هایشان را می‌گذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را می‌کنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلت‌هایشان و به‌وجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمی‌توانم دست‌فرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخورد‌های نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دست‌فرمانشان غره هستند برای او مزاحمت‌هایی به‌وجود می‌آورند: «ما مجبوریم بدون آموزش‌دیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون در‌نظر‌گرفتن این موضوع با حرف‌ها و رفتار‌های نامناسب‌شان ما را آزار می‌دهند و مزاحمت‌هایی برای زنان موتورسوار به‌وجود می‌آورند.»

سوء‌استفاده از خلأ‌های قانونی

مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقه‌اش طی می‌کند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشن‌نشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود می‌داند و می‌گوید: «با آنکه هیچ‌وقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد می‌کنم دچار استرس می‌شوم و دست‌و‌پایم را گم می‌کنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیر‌های فرعی را انتخاب می‌کنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمت‌هایی داشته باشم.»  نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوء‌استفاده عده‌ای را هم باز کرده است. او می‌گوید: «بار‌ها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبوده‌ام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکرده‌اند و باعث تصادف شده‌اند با قلدری من را تهدید کرده‌اند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر می‌افتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمده‌ام و نتوانسته‌ام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»

مجبوریم از خطر فرار کنیم 

2سال است که موتور دخترانه‌اش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبت‌های ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکرده‌ام، چون می‌دانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر می‌شود.» او در مورد ترس‌های مشترک میان زنان موتورسوار می‌گوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، می‌ترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمه‌های بعد از آن گفته‌اند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زن‌های موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختم‌به‌خیر نمی‌شود.»

هوادارها کمتر شدند

روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده می‌شدند، همه بیشتر حواس‌شان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایت‌های قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمع‌وجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع می‌گوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفت‌وآمد می‌کنم، تقریبا تا یک‌سال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواس‌شان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح می‌دهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمی‌دادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شده‌ایم، خیلی مراعات نمی‌کنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»

شب-خارجی-شوخی یا تصادف

ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوش‌رنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهید‌رئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلت‌های سنگین خود به او نزدیک می‌شوند. طولی نمی‌کشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و روی زمین نقش می‌بندد. صدای بوق و فریاد می‌شنود و رفتن بی‌اعتنای پسران موتورسوار را می‌بیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز می‌کند زنی به‌صورتش آرام سیلی می‌زند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمی‌کنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه می‌کشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام می‌شه؛ عادت دارم» نمی‌گوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.

روز-خارجی-شاکی یا مشتکی‌منه

حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کرده‌اند. اعداد ثانیه‌شمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به 3، 2 و 1 می‌رسد و خودروها یکی‌یکی شروع به حرکت می‌کنند. میانه چهارراه نرسیده‌اند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرک‌نشین صورتی‌پوش با سرعتی بسیار از مقابلشان می‌گذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیک‌سوختگی بلند می‌شود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ می‌دهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد می‌کنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری می‌شود. عابر مردی میانسال است که فریاد می‌زند: «…الان شما خسارت منو می‌دید یا قانون؟!»

منبع: همشهری




 رگبار باران در ۱۱ استان/ تهران؛ آسمان صاف همراه با وزش باد
۱۴ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

رگبار باران در ۱۱ استان/ تهران؛ آسمان صاف همراه با وزش باد

امروز (جمعه) در استان‌های گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی، شمال خراسان رضوی و همچنین در ارتفاعات واقع در تهران، سمنان و البرز، ابرناکی، گاهی رگبار بارا...

 تهران خنک می شود
۸ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تهران خنک می شود

اداره کل هواشناسی استان تهران از کاهش نسبی دما طی امروز و فردا خبر داد و اعلام کرد با عبور موج ناپایداری از منطقه، از جمعه تا دوشنبه (۳۰ مرداد تا ۲ شهریور) افزایش ابر و وزش باد، گاهی باد شدید و در مناطق شمالی و ارتفاعات رگبار پراکنده و رعدوبرق پیش‌بینی می‌شود.

 سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه
۲۱ دقیقه قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛ آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً [ ]

 مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس
۱۳ ساعت قبل / سایت رکنا

مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس

حوادث رکنا: برخورد رخ‌به‌رو یک دستگاه سمند سوخت‌بر با خودروی دنا در آزادراه خلیج فارس در استان هرمزگان، به جان‌باختن 3 نفر و سوختن کامل خودروی سوخت‌بر منجر شد.

 ۲ ساعت سکوت در روز با مغز ما چه می‌کند؟
۲۰ ساعت قبل / سایت تابناک

۲ ساعت سکوت در روز با مغز ما چه می‌کند؟

کارشناسان می‌گویند ۲ ساعت سکوت در روز، نقش مهمی در سلامت روان، حفظ حافظه، کاهش استرس و پیشگیری از بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ی مغز داشته باشد.

 سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص
۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص

پل B1 کرج که در آستانه افتتاح قرار داشت، در جریان حمله فروردین‌ماه دشمن آمریکایی-صهیونیستی آسیب جدی دید. اکنون یک هیئت ۱۵ نفره از متخصصان سازه و پل‌سازی مأمور تعیین سرنوشت بازسازی این پروژه شده‌اند.