یوزپلنگ در صدر فهرست کمیابترین گربهسانان دنیا قرار دارد. با توجه به شرایط و وضعیت بحرانی این گونه در کشور، حفاظت از یوز به یک ساختار مدیریتی پویا، شجاعانه و احتمالاً پرریسک نیاز دارد. انتظارات از پروژه یوز، چه در داخل سازمان محیط زیست و چه در بیرون از آن، بسیار بالاست؛ درحالیکه ما فقط یک دفتر مشاورهای هستیم و قدرت اجرایی بسیار محدودی داریم. حتی ساختار گذشته، بهعنوان یک پروژه بینالمللی و با همکاری مشاوران خارجی و داخلی، ممکن نیست.
پروژه در گذشته بینالمللی بود و تشکلهای زیادی با آن همکاری داشتند. این تشکلها در جمعآوری دادهها مشارکت میکردند و پروژه براساس این دادهها برنامهریزی، مدیریت و سیاستگذاری میکرد. امروز هیچکدام از تشکلها با ما همکاری ندارند و فعالیت آنها به دلایل متعدد کاملاً محدود شده است. از یک طرف با ناامیدی تشکلها مواجهیم و از طرف دیگر، امکانات ما برای مدیریت یوز در این پهنه وسیع بسیار محدود است.
مشکل فقط نبود امکانات نیست. ما اطلاعات کافی برای مدیریت یوز نداریم. به نظر من، حفاظت از یوز امروز با چشمهای بسته انجام میشود. ۲۰ سال پیش و در دهه ۸۰، دوربینهای تلهای را به تعداد زیاد و بهصورت سیستماتیک بهکار میگرفتیم. در اواسط دهه ۸۰ هم گردنبندگذاری داشتیم. امروز اما پس از ۲۰ سال، بهرهبرداری از این ابزارها بهدلیل تحریم و مسائل دیگر ممکن نیست. وقتی فناوری و نیروی انسانی کافی نداشته باشیم، نمیدانیم یوزها کجا میروند و چه تعدادی یوز داریم. همچنین شناسایی مسیرهای جابهجایی و تهدیدها و مدیریت آنها ناممکن است. نمیدانیم مادهها کجا هستند، وضعیت زادآوری آنها چگونه است و تقریباً اغلب تولهها چه سرنوشتی پیدا میکنند. بنابراین، مدیریت ما با چشمهای بسته و براساس حدسوگمان است.
با یک برآورد سرانگشتی میتوان فهمید که در طول دو دهه و نیم، بیش از ۲۰۰ یوز متولد شدهاند. بااینحال، پس از بیش از ۲۰ سال همچنان میگوییم کمتر از ۳۰ یوز داریم. یوز نرخ زادوولد بالایی دارد و تقریباً همه مادهها یک سال در میان در طبیعت زادآوری میکنند. مشکل این است که نتوانستهایم مرگومیر آنها را کنترل کنیم. جابهجاییهای زیاد یوز نیز باعث افزایش مرگومیر آن شده است. …












