اقدام ارزشمند او برای شکلگیری کنوانسیون رامسر، با هدف ایجاد تعهدی بینالمللی در راستای صیانت از زیستگاهها و پرندگان مهاجر آبزی، نیز امروزه بیش از هر زمان دیگری قابل ستودن است.
اما ما با میراث فیروز چه کردهایم؟ در خبرها آمد که استقرار مرکز منطقهای کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب آسیا برای یک دوره سهساله در ایران تمدید شد.
میدانیم که برخی کشورها، همچون امارات متحده عربی، بهشدت بهدنبال استقرار این مرکز در کشور خود هستند و ما تاکنون، بهصرف اعتبار مرحوم اسکندر فیروز و نام شهر رامسر، توانستهایم این مرکز را همچنان حفظ کنیم. پرسش این است که برای این امتیاز پراهمیت، که نطفهاش توسط یک ایرانی و در شهر رامسر بسته شده، چه کردیم؟
صرف داشتن یک ساختمان با نام مرکز آموزشی و پژوهشی کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب آسیا، برای کشور ما و تالابهای آن چه سودی داشته است و چرا احیای این مرکز بینالمللی در دستور کار سازمان حفاظت محیطزیست قرار نمیگیرد؟
تعامل سازنده فیمابین وزارت خارجه، دفتر کنوانسیونهای بینالمللی سازمان حفاظت محیطزیست و مرکز منطقهای کنوانسیون رامسر میتواند منجر به دستاوردهایی برای کشورمان باشد و با دعوت از کشورهای عضو برای برگزاری همایشها و ارائه دستاوردها و تجربیات احیای تالابها و مطالعات بر روی گونههای مختلف تالابی، از جمله پرندگان، به تبادل دانش بین کارشناسان و پژوهشگران دولتی و خصوصی بینجامد.
تولید محتواهای آموزشی برای مدارس شهرهای تالابی کشور، نیازسنجی پژوهشی در همکاری با دانشگاهها برای تالابهای بینالمللی و تالابهای بااهمیت داخلی و موارد بسیاری دیگر میتواند از جمله کارکردهای این مرکز باشد، اما در طی سالهای اخیر، بهجز چند وبینار با شرکتکنندگانی بهاندازه انگشتان یک دست، خروجی مشخصی از این مرکز دیده نمیشود.
میراث اسکندر فیروز نیاز به توجه و پاسداشت بهتری داشته و فعالکردن این مرکز با حضور نیروهای جوان، متخصص، باانگیزه و بادانش میتواند به تحرک بیشتر این مرکز و سربلندی نام ایران عزیزمان بینجامد. زمان برای حفظ سرمایههای مادی و معنوی کوتاه است و باید با کار و فعالیتهای علمی، پژوهشی و عملی، در برابر کشورهایی که بهصرف داشتن وضعیت اقتصادی بهتر یا ساخت تالابهای مصنوعی با پساب حاصل از تصفیه فاضلاب بهدنبال ربودن این مرکز هستند، بایستیم و میراث فیروز را در مرکز و غرب آسیا همچنان پاسداری کنیم.









