قیمت طلا امروز




 روزنامه پیام ما / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

بحران مدرسه و حقوق آکادمیک

افت کیفیت یادگیری، کمبود معلم متخصص و تعطیلی‌های مکرر، بحران جدی نظام آموزشی ایران است که نیازمند توجه فوری رئیس‌جمهور به حقوق آکادمیک می‌باشد.
 بحران مدرسه و حقوق آکادمیک

وقتی از جنگ سخن می‌گوییم، معمولاً ذهن‌ها به‌سمت آوار، انفجار، کشته‌ها و خسارت‌های اقتصادی می‌رود. اما جنگ، ویرانی دیگری هم دارد؛ ویرانی‌ای که شاید امروز صدایی نداشته باشد، اما پژواک آن سال‌ها بعد در کشور شنیده خواهد شد.

جنگ، ریتم عادی زندگی کودکان را بر هم می‌زند؛ آنان را ناگهان از بازی، دوستان، مدرسه، معلم و برنامه روزانه‌شان جدا می‌کند و احساس امنیت را از آنان می‌گیرد. اما برای کودک، مدرسه فقط مکانی برای دریافت آموزش نیست که بتوان آن را با آموزش مجازی یا ماندن در خانه جایگزین کرد. مدرسه بخشی از خودِ کودکی است؛ جایی که کودک برای نخستین‌بار زندگی جمعی را تجربه می‌کند، دوست پیدا می‌کند، گفت‌وگو و حل اختلاف را می‌آموزد، مسئولیت‌پذیری را تمرین می‌کند، اعتمادبه‌نفس به دست می‌آورد و جایگاه خود را در جهان کشف می‌کند. به همین دلیل، حق آموزش صرفاً حق دسترسی به محتوای درسی نیست؛ حق حضور در مدرسه و بهره‌مندی از تجربه‌هایی است که شخصیت، هویت و مهارت‌های اجتماعی کودک را شکل می‌دهد.

آقای رئیس‌جمهور، شما بهتر از هر کسی می‌دانید که در اسناد بین‌المللی حقوق کودک و همچنین در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، آموزش یک حق بنیادین شناخته شده است. اصل سی‌ام قانون اساسی، دولت را موظف به فراهم کردن آموزش رایگان تا پایان دوره متوسطه می‌کند و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز محرومیت از تحصیل را به‌عنوان مسئله‌ای نیازمند حمایت مورد توجه قرار می‌دهد. در این نگاه، آموزش صرفاً یک خدمت عمومی نیست که دولت هر زمان با بحران مواجه شد، بتواند آن را کاهش دهد؛ آموزش حقی است که دولت حتی در شرایط دشوار نیز موظف به تضمین آن است.

آقای رئیس‌جمهور، جنگ گریبان یک نظام آموزشی باکیفیت و باثبات را نگرفت؛ گریبان مدرسه‌ای را گرفت که سال‌هاست نشانه‌های بیماری را بروز داده است. مدرسه در ایران مدت‌هاست با مشکلات انباشته‌ای روبه‌رو است؛ مشکلاتی که اکنون در شرایط بحران، خود را آشکارتر نشان می‌دهند. مسئله مدرسه را نمی‌توان صرفاً مسئله یک دستگاه اجرایی یا وزارتخانه دانست. مدرسه نهادی اجتماعی و زیربنایی است که با کیفیت سرمایه انسانی، انسجام اجتماعی و آینده کشور پیوند دارد. وقتی مدرسه در حاشیه تصمیم‌گیری‌های کلان قرار می‌گیرد، پیامدهای آن فقط در کلاس درس باقی نمی‌ماند؛ آثار آن در سراسر جامعه آشکار خواهد شد.

مهم‌ترین نشانه این بیماری، بحران یادگیری است. نتایج آزمون‌ها نشان می‌دهد حدود ۴۰ درصد دانش‌آموزان دوره ابتدایی و متوسطه اول، حتی به حداقل سطح یادگیری در خواندن، علوم و ریاضی دست نیافته‌اند و بیش از ۷۰ درصد عملکردی پایین‌تر از میانگین این آزمون‌ها داشته‌اند.

این اعداد، روایت کودکانی است که سال‌های حضور در مدرسه را پشت سر می‌گذارند، اما فرصت یادگیری واقعی را آن‌گونه که باید به دست نیاورده‌اند. بر اساس گزارش بانک جهانی، در سال ۱۳۹۸، از ۱۱.۷ سال آموزش مورد انتظار برای یک کودک ایرانی، حدود ۳.۶ سال به‌دلیل پایین بودن کیفیت یادگیری، عملاً ازدست‌رفته تلقی می‌شود. کاهش زمان واقعی یادگیری نیز خود بخشی از همین بحران است. درحالی‌که استاندارد ساعات آموزشی دوره ابتدایی در بسیاری از نظام‌های آموزشی دنیا حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت در سال است، زمان آموزش در مدارس ابتدایی ایران کمتر از ۶۰۰ ساعت برآورد شده است. یعنی حتی در شرایط عادی نیز مدارس کشور فرصت کمتری برای انجام مأموریت اصلی خود در اختیار دارند.

اما بحران یادگیری تصادفی نیست. یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیت آموزش، معلم است. بر اساس گزارش معاونت راهبردی رئیس‌جمهور، از حدود ۷۵۰ هزار معلمی که طی ۱۴ سال اخیر وارد آموزش‌وپرورش شده‌اند، حدود ۵۰۰ هزار نفر آموزش حرفه‌ای معلمی ندیده‌اند؛ این نشان می‌دهد نظام آموزشی در تأمین مهم‌ترین سرمایه خود، یعنی معلم توانمند و حرفه‌ای، با چالش جدی روبه‌رو بوده است و گویی معلم بیش از آنکه یک متخصص آموزش و تربیت تلقی شود، نیرویی برای پر کردن کلاس‌ها و تحقق برخی مأموریت‌های مورد انتظار سیاست‌گذار از مدرسه دیده می‌شود؛ درحالی‌که معلمی حرفه‌ای تخصصی و ورود به آن نیازمند دانش تربیتی، مهارت حرفه‌ای و آموزش نظام‌مند است. مسئله این است که در فرایند جذب و به‌کارگیری، گاهی معیارهای حرفه‌ای معلمی در برابر ملاحظات سیاسی به حاشیه رفته است و تاوان این سیاست را کودکان می‌پردازند.

موضوع مهم دیگر، نابرابری در آغاز مسیر یادگیری است. حدود ۶۰ درصد کودکان پیش از ورود به کلاس اول، دوره پیش‌دبستانی را تجربه نمی‌کنند؛ درحالی‌که سال‌های نخست زندگی، نقش مهمی در رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی کودکان دارد. در شرایط اقتصادی امروز و با توجه به هزینه‌های دوره پیش‌دبستانی، بسیاری از خانواده‌ها امکان استفاده از این فرصت را ندارند و کودکانی از همان ابتدا با فاصله‌ای آموزشی وارد مدرسه می‌شوند؛ فاصله‌ای که پیش از آنکه حاصل تفاوت در تلاش یا توانایی باشد، محصول تفاوت در فرصت‌هایی است که خانواده‌ها توان فراهم کردن آن را دارند. این یعنی نابرابری آموزشی، پیش از آنکه کودک نخستین قدم را در مدرسه بردارد، آغاز شده است.

آقای رئیس‌جمهور، می‌دانم که شما بهتر از هر کسی می‌دانید که اگر بخواهیم علائم بیماری مدرسه را بشماریم، فهرست آن بسیار طولانی خواهد بود؛ از وضعیت معیشتی و حرفه‌ای معلمان، فرسودگی فضاهای آموزشی، تشدید شکاف دیجیتال، ضعف مشارکت خانواده‌ها و جامعه در اداره مدارس، حافظه‌محوری و آزمون‌محوری، تجاری‌شدن آموزش، چالش‌های برنامه‌های درسی و کتاب‌های آموزشی، کم‌رنگ‌شدن نقش پرورش و عدم خدمات مشاوره‌ای، نادیده‌گرفتن زبان مادری در فرایند یادگیری، شکاف عمیق آموزشی میان طبقات و مناطق مختلف کشور، بازماندگی از تحصیل، فقر یادگیری و ده‌ها مسئله دیگر که هر یک به‌تنهایی می‌تواند موضوع یک گزارش مستقل باشد.

اما فراتر از همه این نشانه‌ها، می‌خواهم توجه شما را به مسئله‌ای عمیق‌تر جلب کنم؛ مسئله‌ای که شاید خطرناک‌تر از هر یک از این علائم باشد: از دست رفتن معنا و جایگاه مدرسه در ذهن جامعه و در نظام حکمرانی کشور.

مدرسه نهادی اجتماعی است که جامعه از طریق آن، کودکان خود را برای زندگی جمعی آماده می‌کند. وقتی بخشی از والدین به این باور می‌رسند که «فرزند ما در مدرسه چیزی یاد نمی‌گیرد» یا «حضور یا عدم حضور در مدرسه تفاوتی در رشد و یادگیری ایجاد نمی‌کند»، با یک زنگ خطر جدی مواجه هستیم. این فقط نارضایتی از یک خدمت عمومی نیست؛ این نشانه تضعیف اعتماد به نهادی است که باید یکی از مهم‌ترین پایه‌های رشد فردی و اجتماعی باشد. ما با آسیبی عمیق‌تر از یک ضعف اجرایی مواجه هستیم؛ ما با بحران جایگاه یک نهاد بنیادین روبه‌رو هستیم. البته نباید این بی‌اعتمادی را به خانواده‌ها نسبت داد. این احساس، محصول سال‌ها تجربه انباشته مردم از افت کیفیت، کاهش فرصت یادگیری، فاصله میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی زندگی و تضعیف جایگاه حرفه‌ای معلم است. وقتی مدرسه نتواند مأموریت اصلی خود را به‌خوبی انجام دهد، طبیعی است که جامعه نیز به‌تدریج اهمیت و نقش آن را کمتر احساس کند.

آقای رئیس‌جمهور، بحران مدرسه دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که نظام حکمرانی، مدرسه را یک خدمت اداری معمولی می‌بیند؛ نهادی که می‌توان آن را مانند بسیاری از دستگاه‌های اجرایی دیگر، در زمان کمبود منابع، بحران انرژی، آلودگی هوا یا اعتراضات اجتماعی تعطیل کرد. بی‌تردید، حفظ سلامت کودکان اولویتی انکارناپذیر است؛ اما چاره آلودگی هوا، ناترازی انرژی یا دیگر بحران‌ها، تعطیلی‌های پیاپی مدرسه نیست، بلکه اصلاح سیاست‌ها و رفع ریشه‌های این بحران‌هاست. این همان نگاه خطرناکی است که مدرسه را به حاشیه می‌راند. ریشه بیماری مدرسه آن است که نظام حکمرانی، به‌تدریج فراموش کرده است مدرسه برای چیست.

امروز مسئله فقط بازگشایی مدارس نیست؛ مسئله بازگرداندن مدرسه به جایگاه شایسته خود در جامعه و نظام تصمیم‌گیری کشور است. مدرسه بیمار است؛ نه بیماری که با یک مُسکن یا تصمیمی مقطعی درمان شود. این بیمار، بیش از هر چیز، به تشخیصی درست، کارشناسان خبره و متخصص و اراده‌ای جدی و شجاعانه برای درمان نیاز دارد؛ عزمی که مدرسه را از حاشیه سیاست‌گذاری به متن تصمیم‌گیری‌های کشور بازگرداند. اگر مدرسه از پا بیفتد، فقط یک خدمت عمومی را از دست نداده‌ایم؛ ستونِ پرورش انسان و جامعه فرو می‌ریزد. آقای رئیس‌جمهور! هزینه تأخیر در درمان این بیمار را امروز کودکان می‌پردازند؛ و فردا، ایران.



۹ ساعت قبل / سایت آوش

ماجرای ۳۵ هزار پرونده قصور پزشکی در یک سال

سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرده است که در سال ۱۴۰۴، ۳۵ هزار و ۲۹۵ پرونده مرتبط با قصور پزشکی در این سازمان بررسی شده است؛ پرونده‌هایی که می‌توانند از شکایت بیماران یا خانواده‌های آنان آغاز شوند و قرار نیست همه آن‌ها الزاماً به اثبات تقصیر پزشک یا مرکز درمانی ختم شوند.

فرارو در خبری نوشت: با این حال، بزرگی این عدد پرسشی مهم را پیش می‌کشد: بیمار در نظام درمان تا چه اندازه مطمئن است که شنیده می‌شود، روند درمانش برای او توضیح داده می‌شود و اگر خطایی رخ دهد، مسیر روشنی برای رسیدگی و پاسخ‌گویی وجود دارد؟

سازمان پزشکی قانونی در سال گذشته مجموعاً ۲ میلیون و ۸۴۷ هزار پرونده را بررسی کرده است که ۳۵ هزار و ۲۹۵ مورد آن به قصور پزشکی مربوط بوده است. این آمار به‌خودی‌خود به معنای محکومیت پزشکان نیست. در بسیاری از پرونده‌ها، پس از بررسی مدارک، اخذ نظرهای تخصصی و ارزیابی روند درمان، ممکن است قصوری احراز نشود یا مسئولیت میان چند عامل تقسیم شود.

اما تشکیل چنین حجم بالایی از پرونده‌ها نشان می‌دهد که مسئله صرفاً به خطاهای نادر و استثنایی محدود نیست. پشت هر پرونده، بیماری قرار دارد که یا از نتیجه درمان ناراضی است، یا درباره روند درمان خود توضیحی قانع‌کننده دریافت نکرده، یا احساس می‌کند تصمیمی درباره بدن و سلامت او بدون توجه کافی به نگرانی‌ها و شرایطش گرفته شده است.

آن سوی میز پزشک

سعید، ۳۸ ساله، تجربه مراجعه اخیرش به یک پزشک متخصص را این‌گونه روایت می‌کند: «وقتی در انتظار بودم، ۱۸ بیمار دیگر هم حضور داشتند. حساب کردم؛ هر ویزیت ۶۰۰ هزار تومان بود. اما وقتی بعد از ساعت‌ها نوبتم شد، پزشک فرصت نکرد داستان من را بشنود. انگار از قبل تشخیص داده بود که مشکل من چیست و نسخه‌ای شبیه نسخه بیمار قبلی نوشت.»

او می‌گوید انتخابش بر پایه امتیازهای بالا و نظرهای مثبت کاربران در اینترنت بوده است، اما آنچه در مطب دیده، با تصورش از یک رابطه درمانی قابل‌اعتماد فاصله داشته است: «فکر می‌کردم پزشک دست‌کم چند دقیقه به حرف‌هایم گوش می‌دهد.»

این تجربه لزوماً نشانه قصور پزشکی نیست، اما یکی از نقاطی را نشان می‌دهد که رابطه پزشک و بیمار می‌تواند در آن فرسوده شود؛ جایی که بیمار احساس می‌کند به‌جای انسانی با پیشینه، نگرانی‌ها و علائم ویژه، به پرونده‌ای مشابه دیگران تقلیل یافته است.

قصور فقط در اتاق عمل رخ نمی‌دهد

رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران، در توضیح عوامل شکل‌گیری بخشی از پرونده‌های قصور پزشکی، به رعایت‌نکردن اصول حرفه‌ای، اختصاص‌ندادن زمان کافی به بیمار، مراقبت ناکافی پس از عمل و حتی سرنزدن پزشک به بیمار پس از جراحی اشاره کرده است. او همچنین گفته است بخشی از شکایت‌ها می‌تواند ناشی از سوءرفتار حرفه‌ای یا رعایت‌نکردن ضوابط انتظامی باشد.

این موارد نشان می‌دهد که قصور همیشه با یک اشتباه آشکار در جراحی یا تشخیص نادرست بیماری آغاز نمی‌شود. گاهی مسئله از پیگیری‌نشدن وضعیت بیمار، توضیح‌ندادن عوارض احتمالی، تأخیر در ارجاع به متخصص یا بی‌توجهی به نشانه‌هایی شکل می‌گیرد که در نگاه نخست کم‌اهمیت به نظر می‌رسند.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران تأکید کرده است که پیش از اقدام درمانی، پزشک یا کادر درمان باید نوع عمل، شیوه انجام آن و عوارض احتمالی را به‌طور کامل برای بیمار توضیح دهند. این الزام، فقط یک تشریفات اداری نیست؛ بخشی از حق بیمار برای تصمیم‌گیری آگاهانه درباره درمان خود است.

از سوی دیگر، بخشی از نارضایتی‌ها و شکایت‌ها به انتخاب بیمار و مسیر دسترسی او به خدمات درمانی بازمی‌گردد. بیماری که در شرایط اضطراب، درد یا تنگنای مالی تصمیم می‌گیرد، همیشه فرصت یا امکان کافی برای تحقیق درباره پزشک، مرکز درمانی یا مسیر مناسب درمان ندارد.

پرسش از کیفیت آموزش و نظارت

افزایش شمار پرونده‌های قصور، بار دیگر بحث کیفیت آموزش پزشکی، توان دانشگاه‌ها، فشار کاری پزشکان و دستیاران و سازوکارهای نظارتی را برجسته می‌کند. این موضوع در سال‌های اخیر، هم‌زمان با مناقشه بر سر ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

البته نمی‌توان از افزایش ظرفیت پذیرش یا شیوه‌های مختلف ورود به رشته پزشکی، مستقیماً به افزایش قصور پزشکی رسید. چنین رابطه‌ای نیازمند داده‌های دقیق، مقایسه روندهای زمانی و پژوهش مستقل است.

اما پرسش اصلی همچنان باقی است: اگر تعداد دانشجویان پزشکی افزایش می‌یابد، آیا امکانات آموزشی، شمار استادان بالینی، ظرفیت بیمارستان‌های آموزشی و فرصت آموزش عملی نیز متناسب با آن افزایش پیدا می‌کند؟

پزشکی فقط حفظ‌کردن منابع درسی یا عبور از آزمون‌ها نیست. دانشجوی پزشکی باید در محیط واقعی درمان، زیر نظر استاد، مهارت معاینه، تصمیم‌گیری، گفت‌وگو با بیمار و مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای را بیاموزد. ضعف در هر یک از این حلقه‌ها ممکن است سال‌ها بعد، در مواجهه پزشک با بیمار، خود را نشان دهد.

اعتماد در بازار نسخه‌های مجازی

در کنار نگرانی درباره کیفیت و پاسخ‌گویی در درمان رسمی، بیماران با خطر دیگری نیز مواجه‌اند: گسترش توصیه‌های درمانی غیرمعتبر و فروش فرآورده‌های فاقد مجوز در شبکه‌های اجتماعی.

با این حال، هشدارها درباره فرآورده‌های سلامت‌محور و داروهای لاغریِ فاقد مجوز در فضای مجازی ادامه دارد. سازمان غذا و دارو در ماه‌های اخیر از جمع‌آوری و ممنوعیت عرضه شماری از مکمل‌ها و فرآورده‌های لاغری، چاقی و سلامت‌محور فاقد مجوز خبر داده و تأکید کرده است که مصرف این محصولات می‌تواند عوارض جدی و حتی جبران‌ناپذیر به‌همراه داشته باشد.

همچنین درباره تبلیغ داروهای لاغری با عنوان‌هایی مانند «مانجارو خوراکی» در فضای مجازی هشدار داده شده است. بر اساس اعلام مقام‌های سازمان غذا و دارو، تیرزپاتید با نام تجاری مانجارو در بازارهای رسمی به شکل تزریقی عرضه می‌شود و نمونه‌های خوراکیِ تبلیغ‌شده با این عنوان، مجوز معتبر تولید و توزیع ندارند.

لباس سفید، گوشی پزشکی و شمار بالای دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، هیچ‌کدام به‌تنهایی نشانه صلاحیت حرفه‌ای نیستند. مبنای اعتماد در حوزه سلامت باید مجوز حرفه‌ای، شفافیت درباره درمان، امکان پیگیری قانونی و اتکا به شواهد علمی باشد.

مسئله فقط خطا نیست

۳۵ هزار و ۲۹۵ پرونده قصور پزشکی، بیش از آنکه صرفاً آماری از شکایت‌ها باشد، نشانه‌ای از شکاف‌هایی در رابطه میان بیمار، پزشک و نظام درمان است؛ شکاف میان انتظار بیمار برای دیده‌شدن و واقعیت مطب‌های شلوغ، میان آموزش نظری و مهارت بالینی، و میان درمان مبتنی بر شواهد و بازار پررونق نسخه‌های مجازی.

بازسازی اعتماد در درمان فقط با برخورد قضایی با خطاها ممکن نیست. بیمار باید بداند چه درمانی دریافت می‌کند، چرا آن درمان انتخاب شده است، چه عوارضی ممکن است داشته باشد و در صورت بروز مشکل، چه فرد یا نهادی پاسخ‌گو خواهد بود.

پزشکی از زمانی قابل‌اعتمادتر می‌شود که بیمار، در کنار معاینه‌شدن، فرصت شنیده‌شدن نیز داشته باشد.




 پایان قرارداد جنجالی 45 ساله اجاره بندرترکمن
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

پایان قرارداد جنجالی 45 ساله اجاره بندرترکمن

باورود دستگاه قضایی وبازگشت15هکتار اراضی ساحلی،زمینه ایجاد سالانه 100میلیارد تومان درآمد دربندرترکمن فراهم شد.

 تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

آرمان امروز: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در سخنانی با تأکید بر جایگاه انسان و اهمیت علم، آگاهی و تلاش، بر این نکته تأکید کرد که جنسیت نباید معیاری برای سنجش توانمندی‌های انسانی باشد. او با استناد به مفاهیم قرآنی، تلاش و همت انسان را فارغ از زن یا مرد بودن، عامل اصلی رشد، شکوفایی استعدادها و [ ]

 رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو
۱۱ ساعت قبل / سایت سلام نو

رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو

مسعود پزشکیان رئیس جمهور توافق اخیر را عزتمندانه و ارزشمند دانست و گفت: حتی یک بند در این توافق پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد؛ همه تعهدات مربوط به طرف مقابل است.

 ماه‌ها تلاش برای یک روز سرنوشت‌ساز |گزارشی از حال‌وهوای حوزه امتحانی دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین روز کنکور + فیلم
۱۱ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

ماه‌ها تلاش برای یک روز سرنوشت‌ساز |گزارشی از حال‌وهوای حوزه امتحانی دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین روز کنکور + فیلم

«شهرارانیوز، سرویس جامعه»؛ آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ امروز (جمعه ۳۰ مردادماه) با برگزاری آزمون گروه‌های آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی به پایان رسید.

 پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود
۱۱ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود

در حالی که گرمای تابستان همچنان در بسیاری از مناطق کشور ادامه دارد، پیش‌بینی‌های هواشناسی از کاهش نسبی دما در روزهای پایانی مردادماه خبر می‌دهد؛ تغییری که به گفته کارشناسان، قرار نیست به‌صورت ناگهانی رخ دهد و به‌تدریج و با عبور سامانه‌های جوی مختلف اتفاق خواهد افتاد.

 آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد

آزمون سراسری پذیرش دانشجو - معلم سال ۱۴۰۵ در گروه‌ آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی صبح روز جمعه ۳۰ مرداد ماه با رقابت بیش از ۴۶۰ هزار متقاضی در سلامت و آرامش کامل برگزار شد.