
مجمع جهانی شهری ۲۰۲۶ در باکو، یا همان WUF13، از ۱۷ تا ۲۲ مه ۲۰۲۶ برگزار شد و شعارش بهخودیخود نشان میداد مسئله اصلی شهرهای امروز کجاست: «مسکن برای جهان: شهرها و جوامع ایمن و تابآور». همین انتخاب موضوع مهم است؛ چون در این دوره، برخلاف بسیاری از گفتوگوهای شهری که در سطح طراحی، زیباسازی یا پروژههای نمادین متوقف میمانند، بحث اصلی بر سر این بود که آیا شهر معاصر هنوز میتواند جای زیستن باشد یا نه. آمارهایی که در اسناد رسمی این اجلاس تکرار شد، تکاندهنده بود: نزدیک به ۳ میلیارد نفر در جهان با نوعی از ناکفایتی مسکن مواجهاند، بیش از ۱.۱ میلیارد نفر در سکونتگاههای غیررسمی یا زاغهها زندگی میکنند و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر تجربه بیخانمانی دارند. به همین دلیل، اگر بخواهیم از ووف باکو برای تهران درسی بگیریم، باید از مسکن، تابآوری و عدالت سکونتی آغاز کنیم.
نخستین درس ووف باکو برای مدیریت شهری تهران، بیتردید، در باب مسکن است. بحران مسکن دیگر فقط یک مسئله رفاهی یا یک مشکل عادی شهری نیست، بلکه به بنیادیترین و پیچیدهترین مسئله شهر معاصر تبدیل شده است. در برنامه رسمی اجلاس، نخستین گفتوگوی اصلی با عنوان «بحران جهانی مسکن: برنامه چیست؟» برگزار شد؛ عنوانی که خود نشان میداد جهان دیگر از مرحله توصیف بحران عبور کرده و دنبال پاسخ نهادی و سیاستی است. در همین چارچوب، «آناکلاودیا روسباخ»، مدیر اجرایی UN-Habitat و از چهرههای اصلی این دوره، در مواضع رسمی مرتبط با اجلاس بر این نکته تأکید داشت که مسکن باید بهعنوان پیشران توسعه فراگیر، تابآور و پایدار فهم شود، نه صرفاً بهعنوان کالای ساختمانی. این حرف برای تهران بسیار آشناست. در تهران امروز، مسئله فقط کمبود واحد نیست؛ مسئله این است که بخش مهمی از طبقه متوسط حقوقبگیر و حتی گروههای شاغل ضروری شهر، دیگر توان سکونت پایدار در محدودههای مرکزی و میانی شهر را از دست دادهاند. نتیجه، آن چیزی است که میتوان «راندگی سکونتی» نامید: راندهشدن خانوادهها به پیرامون، افزایش زمان رفتوآمد، فرسایش زندگی روزمره و کاهش کیفیت مشارکت شهری.
دومین درس مهم، بهرسمیتشناختن واقعیت سکونتگاههای غیررسمی و محلات کمبرخوردار است. یکی از شش گفتوگوی اصلی ووف۱۳، بهطور مشخص، این بود: «دگرگونی سکونتگاههای غیررسمی و زاغهها». همین انتخاب واژه «دگرگونی» …





