
در شرایطی که پیامدهای تغییر اقلیم هر روز بیشازپیش در بخشهای مختلف جهان به منصه ظهور میرسد و خواهناخواه ابعاد مختلف زندگی بشر را تحتالشعاع قرار میدهد، یافتن راهکارهایی با هدف تابآوردن و گاه سازگاری در مواجهه با این ابرچالش ضروری به نظر میرسد. مطابق پژوهشهای اخیر، در فرایند سازگاری و تابآوری نمیتوان منکر نقش گونههای گیاهی بومی شد. حفاظت از گونههای گیاهی از یک سو و احیای گونههای گیاهی در معرض انقراض از سوی دیگر، شیوههای مدیریت بحران محسوب میشوند؛ هرچند توجه به تفاوت این دو شیوه مهم است. حفاظت، نگهداری از گونههای باقیمانده و جلوگیری از نابودی بیشتر است و احیا، اقدامی فعالانه بهمنظور بازگرداندن گونه به عرصه است. بهطورکلی، انقراض گونههای گیاهی، ورای ازدسترفتن یک گیاه، بهمعنای گسست زنجیرههای حیاتی و تضعیف بنیانهای تابآوری محیط زیست است که میتواند به فروپاشی زیستبوم بینجامد.
هر گونه نقشی منحصربهفرد در شبکه درهمتنیده حیات ایفا میکند؛ بهنحویکه انقراض یک گیاه، تهدیدی برای زندگی سایر زیستمندان وابسته به حضور آن، اعم از حشرات و جانوران و… محسوب میشود. این کاهش تنوع زیستی، چرخههای طبیعی را مختل و زیستبوم را آسیبپذیر میکند. با نگاهی وسیعتر، گونههای گیاهی در حال انقراض، منبع ژنهای حیاتی محسوب میشوند که بهعبارتی، آینده بشریت به آنها بستگی دارد. این ذخایر ژنتیکی، مبانی توسعه محصولات کشاورزی مقاومتر به خشکی، شوری و آفات هستند.
بهعلاوه، منابعی برای تولید داروهای نوین به شمار میروند. با این اوصاف، انقراض هر گونه بهمعنای ازدستدادن فرصتی ارزشمند برای همیشه است.
اگر تابآوری یک زیستبوم را توانایی آن در واکنش مناسب به اختلالات ناشی از مواردی مانند تغییر اقلیم و سپس بازگشت به حالت تعادل تعریف کنیم، نقش تنوع زیستی در آن بسیار پررنگ میشود. قاعدتاً زیستبومی با گونههای گیاهی متنوع، عملکرد بهتری در مواجهه با بحران دارد؛ بهنحویکه اگر یک گونه بهدلیل بحرانی خاص از بین برود، گونههای دیگر میتوانند از فروپاشی کامل زیستبوم جلوگیری کنند. انقراض، شبکه ایمنی را نابود و محیط زیست را در برابر تهدیدهای انسانی و تغییر اقلیم شکننده میکند و پیامدهایی مانند فرسایش خاک، بیابانزایی و وقوع پدیدههایی مانند ریزگرد و… را در پی …












