قیمت طلا امروز




 سایت دلگرم / ۲ ساعت قبل

پیرمرد و کاسه سفالی؛ داستانی پندآموز درباره قضاوت نکردن دیگران

گاهی چیزی را که از دور می‌بینیم، تمام حقیقت نیست. ممکن است درباره آدمی فقط از روی ظاهرش قضاوت کنیم، در حالی که پشت رفتار او داستانی پنهان باشد.
 پیرمرد و کاسه سفالی؛ داستانی پندآموز درباره قضاوت نکردن دیگران

🏺 کاسه ای که همه آن را بی ارزش می دانستند

در روستایی کوچک، پیرمردی به نام کاظم زندگی می کرد.

او مردی آرام و کم حرف بود و هر روز صبح با یک کاسه سفالی قدیمی از خانه بیرون می رفت.

کاسه ترک کوچکی داشت و ظاهرش چندان زیبا نبود.

مردم روستا وقتی او را می دیدند، گاهی می گفتند:

- این پیرمرد چرا هنوز این کاسه شکسته را نگه داشته است؟

کاظم هیچ وقت جواب نمی داد.

فقط کاسه را با دقت می شست و هر روز همراه خودش می برد. 👦 پسر جوانی که کنجکاو شد

یک روز جوانی به نام سامان که تازه به روستا آمده بود، از پیرمرد پرسید:

- عمو کاظم، چرا این کاسه را دور نمی اندازید؟

پیرمرد گفت:

- چون هنوز برای من ارزش دارد.

سامان خندید و گفت:

- اما ترک خورده و قدیمی است. یک کاسه نو بهتر نیست؟

پیرمرد جواب داد:

- شاید از نظر تو بهتر باشد.

سامان که کنجکاو شده بود، پرسید:

- این کاسه چه چیزی دارد که کاسه های دیگر ندارند؟

پیرمرد لحظه ای سکوت کرد و گفت:

- خاطره.

اما سامان معنای حرف او را نفهمید. 🌧️ روز بارانی

چند روز بعد، باران شدیدی در روستا بارید.

سامان در راه خانه متوجه شد پیرمرد کنار دیوار نشسته و حال خوبی ندارد.

جلو رفت و پرسید:

- عمو کاظم، مشکلی پیش آمده؟

پیرمرد گفت:

- چیزی نیست، فقط امروز نتوانستم کاری انجام دهم.

سامان نگاهی به کاسه سفالی انداخت.

داخل آن چند تکه نان خشک بود.

پرسید:

- این نان ها برای شماست؟

پیرمرد لبخند زد و گفت:

- نه، برای گنجشک هاست.

سامان با تعجب پرسید:

- برای گنجشک ها؟

کاظم گفت:

- سال ها پیش، وقتی همسرم زنده بود، هر صبح برای پرنده ها نان خرد می کرد. بعد از رفتنش، من این کار را ادامه دادم.

 

 

 

  ❤️ راز کاسه قدیمی

پیرمرد کاسه را در دست گرفت و ادامه داد:

- این کاسه را همسرم با دست خودش ساخته بود.

سامان با تعجب به کاسه نگاه کرد.

دیگر برایش یک ظرف ترک خورده و قدیمی نبود.

پیرمرد گفت:

- مردم روستا فقط ظاهر این کاسه را می بینند و فکر …



 چمدانِ بی صاحب؛ داستان پندآموزی درباره اعتماد و انسانیت
۲۷ ساعت قبل / سایت دلگرم

چمدانِ بی صاحب؛ داستان پندآموزی درباره اعتماد و انسانیت

گاهی یک اتفاق ساده، انسان را سر دوراهی بزرگی قرار می‌دهد؛ دوراهی میان چیزی که می‌تواند به نفع خودش باشد و کاری که درست است.

 داستان پندآموز درختی که کسی ندید؛ خوبی هایی که برای دیده شدن نیستند
۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ / سایت دلگرم

داستان پندآموز درختی که کسی ندید؛ خوبی هایی که برای دیده شدن نیستند

گاهی بهترین کارهایی که در زندگی انجام می‌دهیم، سال‌ها بعد نتیجه می‌دهند و شاید حتی خودمان شاهد ثمره آن نباشیم.

 داستان کودکانه صندوقچه پدربزرگ و نقشه گمشده
۱۴ ساعت قبل / سایت دلگرم

داستان کودکانه صندوقچه پدربزرگ و نقشه گمشده

داستانی دلنشین درباره ارزش خاطره و ریشه؛ جستجوی مانی برای یافتن کلید صندوقچه پدربزرگ به کشف گنجی فراتر از طلا می رسد.



ویدیو/ مقابله با نفوذ؛ با واژه‌های مبهم و محدودیت‌های گسترده
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ مقابله با نفوذ؛ با واژه‌های مبهم و محدودیت‌های گسترده

مجلس کلیات طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» را تصویب کرده؛ طرحی که هدفش، مقابله با نفوذ و سلطه بیگانگان است؛ موضوعی که طبیعتاً با امنیت ملی کشور ارتباط دارد. اما سؤال اینجاست که مرز مقابله با نفوذ با ارتباطات عادی و مشروع شهروندان کجاست؟
سایت تابناک

دختر ۱۵ ساله پرندی گم شد

سایت رکنا

فیلم/ معجزه‌ای که در روز حمله به بیت رهبری رخ داد

سایت عصرایران

یک لکه خون راز سرقت مسلحانه یک میلیارد تومانی در شمال تهران را فاش کرد

از سقوط رویای مهندسی تا افسانه سعادت در پزشکی؛ کارنامه کنکور ۱۷ ساله چه می‌گوید؟
سایت فرارو

از سقوط رویای مهندسی تا افسانه سعادت در پزشکی؛ کارنامه کنکور ۱۷ ساله چه می‌گوید؟

آمار داوطلبان سه گروه اصلی کنکور در ۱۷ سال گذشته، از سقوط چشمگیر رویای مهندس شدن، ماندگاری جذابیت پزشکی و تغییر نگاه جوانان ایرانی به دانشگاه، شغل و آینده خبر می‌دهد. اما چرا؟
از پلمب کافه‌ها تا کندن نیمکت‌های خیابان؛ آیا شهر یکدست می‌شود؟
سایت فرارو

از پلمب کافه‌ها تا کندن نیمکت‌های خیابان؛ آیا شهر یکدست می‌شود؟

یک جامعه‌شناس شهری تأکید می‌کند که نخستین گام مدیریت شهری باید پذیرفتن واقعیت اجتماعی و حق همه گروه‌ها برای استفاده از شهر باشد. ایمانی جاجرمی می‌گوید نمی‌توان حق مردم را از شهر نادیده گرفت.