
استراتژیستهای جمهوری اسلامی، بالا رفتن قیمت نفت را حتی افزونبر 200دلار در هر بشکه هم پیشبینی کردند و تصور بر این بود که با اوج گرفتن بحران انرژی در منطقه و تمام کشورهایی که بخش بزرگی از انرژی خود را از خلیجفارس تامین میکنند، ترامپ را تحت فشارهای بینالمللی قرار داده و با خویشتنداری و اعطای امتیازات بیشتر مقدمات تعدیل درخواستهایش ازجمله مساله هستهای و اورانیومهای با غنای ۶۰درصد را فراهم خواهد کرد. در روزهای اول بستن تنگه، قیمت نفت تا حدود ۱۲۰دلار در هر بشکه هم بالا رفت و ادامه آن میتوانست به تعبیر رویای جمهوری اسلامی بینجامد اما با محاصره دریایی ترامپ و ارسال بخشی از ذخایر آمریکا و نفت ونزوئلا به بازار و استفاده کشورها از ذخایریشان به ویژه چین قیمتها تعدیل شد و اکنون به اعتبار گزارش اکسیوس، میانگین خروج نفت از جنوب تنگه با حمایت نظامی آمریکا به حدود ۸میلیون بشکه در روز رسیده و با میزان نفتی که کشورهای عربستان، کویت و عراق و امارات از مجاری دیگر صادر میکنند مجموعا ۱۰ تا ۱۲میلیون بشکه در روز برآورد شده و اکنون قیمت در دامنه ۸۵ تا ۹۰ دلار در نوسان است. دامنه بازدارندگی هرمز
کشورهای صادرکننده نفت منطقه از جمله عراق به فعالسازی انتقال نفت از طریق لولهها نیز اقدام کرده و در جستوجوی راههای جایگزین عبور از تنگه هستند که در میانمدت از وزن ژئوپلیتیک تنگه هرمز بکاهند. در حالی که هرمز تنها یک تنگه عبور نفت نیست بلکه گلوگاه چند کالایی و چند زنجیره ایست. بنابراین سادهانگاری است اگر تصور شود با افزایش راههای جایگزین نفت در کوتاهمدت و حتی در میانمدت از اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز کاسته خواهد شد. تنوع کالاهای غیرنفتی اهمیت ژئو پلیتیک هرمز را حفظ خواهد کرد. خلیجفارس در زنجیره آلومینیوم، پتروشیمی، کود شیمیایی، LPG، LNG، بوکسیت، به شدت به تجارت دریایی متکی است.
براساس گزارش S&P گلوبال پیش از بحران۲۰۲۶ برآورد این بود که علاوه بر نفت وگاز، حدود ۲۰درصد تجارت جهانی LNG و حدود ۲۰درصد LPG و حدود ۱۶درصد آلومینیا و حدود ۱۴درصد کودهای شیمیایی از آبراه هرمز عبور میکرد. همچنین براساس گزارش ICC حدود ۴۰درصد از تجارت جهانی اوره نیز وابسته به این تنگه بود بنابراین اگر روزی سهم نفت هرمز کاهش یاید الزاما به معنای تنازل متناسب قدرت ژئوپلیتیکی آن نیست زیرا قدرت …












