
دهههاست که صنعت بانکداری بر یک مدار مشخص و قابلپیشبینی حرکت کرده است؛ طراحی محصول، تعیین نرخ و سپس تلاش برای مقاصد کردن مشتریان از طریق کمپینهای تبلیغاتی. در این پارادایم سنتی، بانکها خود را عرضهکننده بیچونچرای خدمات نظیر سپرده، تسهیلات و درگاههای پرداخت میدانستند.
موفقیت در این دوران، در گرو داشتن شعب فیزیکی بیشتر و تبلیغات وسیعتر برای فروش این «محصولات» بود.
اما امروز، در نقطهای از تاریخ اقتصاد ایستادهایم که این معادله خطی، دیگر پاسخگوی پویاییهای بازار و پیچیدگیهای رفتار مصرفکننده نیست. بانک ایرانزمین با جهش ۳۴۴ درصدی درآمد خبرساز شد پرسش اساسی این است: «چرا نیازمند تغییر پارادایم در بازاریابی هستیم؟»
پاسخ را باید در گردیبسی عمیق انتظارات مشتریان جستوجو کرد. با ورود غولهای فناوری و فینتکها به عرصه خدمات مالی، استاندارد توقعات جامعه به شدت ارتقا یافته است.
مشتری امروز، خدمات بانکی را به عنوان ابزاری نامرئی و یکپارچه برای تسهیل زندگی روزمره و تحقق رویاهایش میبیند.
در دنیایی که تمایز میان محصولات پایه بانکی (مانند نرخ سود سپرده یا نوع کارت بانکی) به حداقل ممکن رسیده و رقابت در این حوزه به اشباع نزدیک شده است، …












